تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
خود گردانيد و آق بوغا بهادر و اوج قرا بهادر را با بقيّهء لشكر بگذاشت و خود با آن سواران گزيده بمملكت رى درآمد و زمستان آنجا گذرانيد و درين حال سلطان احمد در سلطانيّه بود چون از توجّه امير صاحب‌قران خبر يافت قلعهء سلطانيّه را استحكام كرده جمعى از معتمدان با فرزند خود آق بوغا آنجا گذاشت و خود بجانب بغداد رفت و چون رايات همايون نزديك سلطانيّه رسيد جماعتى كه در قلعه بودند دانستند كه با صدمهء سيل مقاومت كردن و پنجه با شير ژيان در انداختن نه طريق عاقلان است طريق حزم و پيش‌انديشى آن ديدند كه آق‌بوغا را برداشته بگريختند و بتبريز رفتند امير صاحب‌قران در سلطانيّه نزول كرده ضبط شهر و قلعه فرمود و چون سارو عادل پيش ازين از سلطان احمد گريخته به طرف شيراز رفته بود او را طلب فرمود چون ببساط بوس رسيد سيورغالات و انعامات در حقّ او مبذول داشته امور مملكت سلطانيّه و تبريز به دو رجوع فرمود و محمّد پسر سلطانشاه را با وى آنجا گذاشت و خود بمباركى رجوع كرده بموضع رستمدار درآمد ملوك ايشان از پيش برخاسته گريختند و لشكر ولايت ايشانرا بغارتيدند و ازين طرف ولى از موضع چالوس گريخت [ بيت ]
چو برق تيغ تو بينند دشمنان گه رزم * يكى بشرق گريزد يكى بغرب رود
امير صاحب‌قران به جهت تسخير ولايت به طرف آمل و سارى عزيمت فرمود درين اثنا سيّد كمال الدين و سيّد رضىّ الدين ببساط بوس رسيدند و در مقام انقياد سر بر آستان عبوديّت نهاده لب سكّه بنام پادشاه خندان كردند و سر منبر باسم او به آسمان رسانيدند امير صاحب‌قران از انجا بجانب مملكت خود بازگشت و لشكر را اجازت داد تا بخانهاى خود رفتند و فصل تابستان در سمرقند بعيش و كامرانى اقامت فرمود و زمستان بخرّمى و اقبال در آق‌سراى گذرانيدند درين اثنا پادشاه توقتميش بر حركتى ناشايست اقدام نموده لشكرى گران قريب نه تومان اكثر ايشان كفّار فجّار نامزد تبريز كرد در فصل زمستان بتبريز رسيدند و حوالئ تبريز را فرو گرفتند و چون شهر را رأس و رئيسى كه در مثل اين قضيّه ايستادگى كند نبود عامّهء خلايق به جهت اهل و عيال خود كوشيده جوانب و حوالئ شهر را مستحكم گردانيده بجنگ پيش ايستادند و قريب يك هفته بدين‌صورت گذرانيدند چون مرغ نيم‌كشته حركتى بىاختيار مىكردند عاقبت هم بمكر و حيلت و هم بشوكت و قوّت لشكر كفّار غالب آمدند و شهر را گرفته عرضهء نهب و غارت گردانيدند و هرچه از فساد و جور در امكان گنجد بجاى آوردند مساجد و مدارس را مندرس كردند و پير و برنا را درهم مقيّد و مأخوذ گردانيدند و هرچه سالها از اموال و نفايس
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 97 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى