تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
رسيد و چند روز توقّف كرده از اطراف لشكرها جمع فرمود و پيش ازين بجانب شاه شجاع كس فرستاده بود و خواستارئ دختر كرده و از هردو طرف ايلچى در آمدوشد بود و اولجايتوى دراز را برسالت روانه كرد و حاجى خواجه را با وى فرستاد تا از شيراز به جهت اميرزاده پير محمّد دختر بياورند ايشان بر موجب فرموده روانه شدند و شاهزاده را در شهر بلخ به خدمت امير صاحب‌قران آوردند و روزها بعيش و طرب مشغول بودند و چون حاجى خواجه زندگانى نه باندازهء خود كرد و زيادت از حدّ خود مىزيست عاقبت او را گناه‌گار كرده بياساق رسانيدند و هركه صحبت ملوك اختيار كند و شرايط آداب ملازمت ايشان بتقديم نرساند در هلاك خويش سعى نموده باشد و هركس كه در حضرت ملوك ادب را شعار حال خود سازد و زبانرا از فضول و چشم را از خيانت و دل را از نفاق محافظت نمايد بمدارج عزّ دنيوى و معارج خيرات اخروى و اصل گردد و حكما گفته‌اند جاور ملكا أو بحرا يعنى خواه با ملوك صحبت دار و خواه در دريا نشين اگرچه خطر دريا بسيارست امّا منافع آن هم بىشمارست امير صاحب‌قران لشكر را ترتيب داده از ان موضع كوچ كرده بمرغاو رسيد مهد ميمون خواندزاده درين موضع باستقبال آمد و بشهزادهء جهان خليل سلطان وضع حمل فرموده بود جناب بلقيس صغرى و بانوى كبرى سراى ملك خانيم دختر پادشاه سعيد قزان سلطان خواندزاده را اعزاز و اكرام بغايت كرده طويها فرمود و بعد از فراغ از وظايف طوى و دعوت خواندزاده به طرف خانه مراجعت كرد و امير صاحب‌قران با مهد عالى و حرم شريف خود تومان آغا به راه بركاتاش درآمدند و بموضع سرخس رسيدند و لشكر منصور روانه شده از باورد گذشته بموضع نساى رسيدند شيخ على بهادر و سونجك بهادر و امراى لشكر كه منقلاى بودند چون بموضع كاوكورش رسيدند صفّ لشكر آراسته با قراول امير ولى جنگ كردند مبشّر بهادر پيش رفته بر ايشان حمله كرد دشمنان در مقابله تير انداختند و دو دندان او را شكستند او باز حمله كرد و با وجود آن جراحت سر خصم خود را بيك ضرب بر خاك معركه انداخت امير صاحب‌قران چون جلادت و مردانگئ او مشاهده كرد موضع كاوكورش را بسيورغال ابدى به دو ارزانى داشت و از انجا كوچ كرده بموضع دورون رسيدند و جنگ كرده آن را گرفتند و كوتوال آن را بياساق رسانيدند و ازانجا بموضع جيلاون رسيدند و از انجا روانه شده از آب جرجان گذشته بموضع كبودجامه و شاسمان فرود آمدند و احتياط لشكر فرموده از امراى هزاره و صده موچلكا ستدند كه از قوشونات خود جدا نشوند و بىاجازت بجايى نروند و الّا مستحقّ قتل و نهب باشند
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 95 | نظام الدين شامى / پناهى سمنانى