تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
صاحب‌قران آمد او را بعنايت و نواخت مخصوص گردانيد و درين اثنا با ده پانزده مرد دكلهء يكتايى پوشيده سوار شده به طرف جاونغار لشكر توجّه فرمود ناگاه على الغفله قريب سى هزار مرد گرد بر آسمان رسانيده از حصار بيرون آمدند و جنگ درپيوستند امير صاحب‌قران عنان گردانيده متوجّه مقام خود شد دشمنان تيرباران كردند و اسپ امير جهان مطاع مجروح شد و چون بمقرّ عزّ خود نزول فرمود اشارت كرد تا ملك قطب الدين را بند كرده نگاه دارند و در ان حال لشكرها مرتّب گردانيده خواست كه بنفس خود حمله كند امراى عظام پياده شده عنان بارگى گرفته معروض گردانيدند كه سالها مال‌ومنال و حشمت و اقبال در دولت ابد پيوند يافته‌ايم امروز تا ما زنده باشيم حضرت امير را تحمّل خطرها كردن روا نباشد و بيكبار از اطراف حمله كرده و دشمنانرا رانده بحصار رسانيدند و زور آورده بيك حملهء مردانه حصار را بگرفتند و خراب و باير گردانيدند و از لشكر ايشان بسيارى بقتل آوردند و ملك سيستانرا با باقى رعيّت كوچ كرده بسمرقند رسانيدند و قضاه و علما و اكابر ايشانرا بحصار فراه فرستادند و از انجا سوار گشته و راه حصار تاغ گرفته بند رستم را ويران كردند و بجانب بست روى آوردند درين اثنا از تومان خبر رسيد كه بجانب گرمسير كيج و مكران عازمست اميرزاده اميرانشاه را در طلب او نامزد فرمود و او هنوز در عنفوان سنّ و غرّهء جوانى بود و سال مبارك عمرش بهفده رسيد حضرت عزّت او را نصرت و فيروزى بخشيد تا به دو رسيده و جنگ انداخته مظفّر و منصور گشت و او را گرفته بياساق رسانيد و سر او را به حضرت امير صاحب‌قران فرستاد [ نظم ]
سر دشمنان تو استغفر الله * كه خود دشمنان ترا سر نباشد سخن بر سر دشمنت قطع كردم * كه مقطع ازين جاى خوشتر نباشد
و امير صاحب‌قران از جانب آب هيرمان راه ساخته ممق‌تو و قلعهء سرخ را گرفت و امرا و لشكريان بحصار هزارپز رسيدند و درآمدند و معلوم كردند كه دشمنان از صدهء توقاى از ايل و ولايت تومان قدم در راه بىدينى و افساد نهاده و دست به خرابى و شرّ و شور بر گشاده حصاردار شده‌اند در حال لشكر منصور در مقابلهء ايشان ايستادگى نموده آن ولايت را گرفته همه را بقتل آوردند و از انجا بجانب دهنه سر بازگرديد و آن ولايت را ايل توغاچى گرفته نگاه مىداشتند با ايشان جنگ سخت كردند و مجموع را بقتل آوردند و فرمود تا از سرهاى مقتولان منارها و گل‌تودها ساختند و پيش ازين از ايل و ولايت تخت سليمان قاصد فرستاده بودند و اظهار مطاوعت كرده و شحنه طلبيده بودند درين اثنا