و از انجا گذشته بقلعه و حصار زره رسيد و جنگ انداخته در روز مسخّر فرمود و از ياغى مقدار پنج هزار آدمى جمع شدند و در مقابله آمده جنگى عظيم واقع شد و از كشتگان پشتها برآمد و لشكرها آراسته بسيستان رسيدند شاه شاهان و تاج و سراج بيرون آمدند و ببساط بوس مشرّف گشته اظهار مطاوعت و انقياد كردند امير با ايشان بسخن مشغول بود كه ناگاه دشمنان صفّ لشكر آراسته بيرون آمدند و قصد حرب كرده متوجّه شدند امير صاحبقران دو هزار مرد مكمّل را در كمينى بازداشت و محمّد سلطانشاه را با لشكرى اندك پيش فرستاد و با او قرار داد كه دشمن را دلير گرداند و خود را در نظر ايشان خايف و عاجز نمايد بر موجب فرموده بتقديم رسانيد و چون دشمنان بكمينگاه رسيدند آن دو هزار مرد بر ايشان حمله كردند و سيستانيان پياده بودند جنگى عظيم واقع شد و از لشكر منصور اسپ بسيار را بخنجر مجروح گردانيدند و خلقى انبوه از سيستانيان بقتل آمدند و بقيّه را دوانيده بحصار رسانيدند و از سرهاى بريده سارها و گلتودها ساختند و چون شب درآمد سپاه جمله فرود آمدند و چون صبح صادق دميد امير صاحبقران لشكرها را آراسته مقام هريك تعيين فرمود و بنفس خود قول لشكر را اختيار كرد و اميرزاده اميرانشاه بهادر را منقلاى دست راست ساخت و جمعى از امراى بزرگ در خدمت او تعيين كرد و امير حاجى سيف الدين و آق بوغا بهادر در ركاب او بودند و منقلاى دست چپ امير سارى بوغا را تعيين گردانيد و در پهلوى او خداىداد بهادر بود و در پيش خود خندق و حصار ساختند و چون شب درآمد ده هزار مرد از حصار بنيّت شبيخون بيرون آمدند اتّفاقا در مقابلهء امير شمس الدين و برات خواجه افتادند و ايشان راه دادند تا از فصيل گذشته بخيمه و خرگاه رسيدند و اسپ و استر بسيار را بخنجر هلاك كردند و از هردو طرف جنگى عظيم كردند آخر لشكر منصور ايشانرا براندند و بقلعه و حصار رسانيدند و بسيارى از ايشان بقتل آوردند روز ديگر باز ساز اسباب جنگ ترتيب كردند و اميرزاده على با پانصد مرد در مقابلهء دروازه ايستاده بود و صفّ كشيده لغامريز كرده و دروازه را شكسته درآمدند سيستانيان ايشانرا راه داده از دروازه گذرانيدند و در ميان گرفته جنگ سخت آغاز كردند اميرزاده على و قوشون او در ميان دشمنان مانده امّيد از جان برّيده جنگ مىكردند درين حالت آق تيمور با هزار مرد شمشير كشيده بجانب دروازه تاخت كردند و حارسان دروازه را براندند و اميرزاده على را مدد كرده از دروازه بيرون آوردند ملك قطب الدين دانست كه طاقت و قوّت مقاومت ندارد از حصار بيرون آمده به حضرت امير
ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: نظام الدين شامى
ص٩٢