تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( تاريخ فتوحات امير تيمور گوركانى ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
و چون از وظايف عزا بپرداخت و جهت روح مطهّر آن نوگذشته مبرّات و صدقات بمستحقّان رسانيد بعد از چند روز باز بتهيّهء اسباب لشكر و ترتيب ايشان اشتغال فرمود و بجانب مملكت امير ولى روانه شده بمرغاو رسيد و امير چاكو از مملكت كابل و اصل گشته درين موضع ببساط بوس رسيد و مهمّات ملكى كه داشت بعزّ عرض رسانيده باز بسرحدّ خود مراجعت نمود و درين اثنا خبر رسانيدند كه تومان ياغى شده است و ولايت سيستانرا هم ياغى ساخته عزيمت طرف امير ولى باطل فرموده لشكرى گران بجانب تومان روانه گردانيد و شيخ على بهادر و اوج‌قرا بهادر را اختيار فرموده با لشكرى مرتّب به طرف ولى فرستاد و خود بنفس مبارك سوار شده بهراة رسيد و نوكرى امير شيخ نام كه سالها در سفر و حضر ملازم بندگئ حضرت بودى در وقتى كه ولايت خراسان در تصرّف آمد او را حاكم اسفزار گردانيد و تابان بهادر را شحنهء آن ولايت كرد امير شيخ بواسطهء خبث نفس قابل وساوس شيطانى بود كفران نعمت نموده مخالفت كرد و مىخواست كه تابان بهادر را قصد كرده هلاك گرداند امير آق‌بوغا چون ازين قضيّه خبردار شد از اطراف و جوانب ياغى و سربدار را درميان گرفت و امير حاجى سيف الدين بمعاونت او روان شد و جنگ درميان افتاده مردم بسيار از سربدار كشتند و حصار را گرفتند دشمن گريخته و عاجز بقلعه برآمد و لشكر متوجّه شده قلعه را درميان گرفتند و درين اثنا امير صاحب‌قران رسيد و فرمود تا از اطراف نقب زدند شيخ يحيى استادگى نموده زير قلعه را خالى گردانيد و قلعه از هم فروريخت و خلقى كه در انجا بودند جمله هلاك شدند و شيخ يحيى نيز در زير قلعه هلاك شد و قريب دو هزار كس زنده گرفتند و در زير گل‌توده نهادند و برين موجب سياستى بتقديم رسانيدند كه تا قرنها عبرت عالميان باشد

ذكر توجّه امير صاحب‌قران بجانب سيستان

چون حضرت امير صاحب‌قران از قضيّهء قلعه بپرداخت لشكرها ترتيب كرده بجانب سيستان توجّه نمود شاه جلال الدين كه از محبّان و هواخواهان بود باستقبال از حصار فراه بيرون آمد و چون رعيّت در مقام عناد و لجاج مخالفت مىكردند آق تيمور بهادر را تعيين فرمود تا بر ولايت سيستان تاخت كرده بغارتد برحسب فرمان بتقديم رسانيد