تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
عصيدهء كنى بر زبان من برفت كه ارادت و عصيده درويش برگشت و من ندانستم كه [ برفت ] گفتم تا عصيده بكردند « 1 » و درويش را طلب كردم ، بازنيافتم ، خبر وى پرسيدم ، گفتند اندر ساعت بازگشت و با خويشتن همىگفت ارادت و عصيده ، ارادت و عصيده و روى در باديه نهاد و اين سخن همىگفت تا آنگاه كه فرمان يافت « 2 » . يكى از پيران گويد اندر باديه بودم تنها ، دلم تنگ شد ، گفتم يا آدميان با من سخن گوييد يا پريان « 3 » با من سخن گوييد ، هاتفى آواز داد چه ميخواهى گفتم خدايرا ميخواهم آن هاتف گفت تا كى خواهى ، يعنى بموانست انس و جنّ خداى را جويند « 4 » . استاد امام گويد قدّس روحه مريد شب و روز نياسايد به ظاهر اندر صفت « 5 » مجاهده بود و به باطن بصفت مكابدات « 6 » ، از بستر و بالين دور بود سر در ميان ببسته « 7 » [ و رنجها بر خويشتن نهاده « 8 » ] و خويشتن اندر بلاها و تعبها نهاده « 9 » و هرچه ويرا پيش او آيد ، از بلا و رنج از هيچ روى نگرداند « 10 » و زن و فرزند و دوستان و
هامش
( 1 ) - مب : فرمودم تا عصيده ساختند . ( 2 ) - مب : تا آن‌وقت كه جان بداد . ( 3 ) - مب : گفتم اى آدميان اى پريان . ( 4 ) - اصل : تا آنگاه كه خدايرا خواهى يعنى هركه با آدميان و پريان گويد با من سخن نگويد كه مريد خداى تعالى باشد . با متن عربى مطابق نيست و مبهم است . ( 5 ) - مب : در تعب - ظ : در نعت . ( 6 ) - مب : سختيها بر خود نهاده باشد . ( 7 ) - مب : بجدى تمام ميان بسته . ( 8 ) - مب : ندارد . ( 9 ) - مب : افكنده . ( 10 ) - اصل : و هرچه وى را پيش آيد از بلا و بيم و رنج برنگردد .
الرسالة القشيرية ( فارسى ) — صفحة 310 | ابو القاسم عبد الكريم القشيري / بديع الزمان فروزانفر