تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
از اين ملكها باز عبّاسيان * بسى سود ديدند بعد از زيان براهيم با لشكر خويش ماند * به پيكار او نيز عيسى براند به باخمرى « 1 » آمد برابر فرود * سپه را ز پيكار آمد درود

حرب سپاه عبّاسيان با ابراهيم علوى و قتلش « 2 »

505 براهيم را كوفيان اندران * نصيحت‌گرى كرد و گفتش چنان كه : « بنياد جنگ است بر مكر و فن * نه بر قوت بازو و زور تن به بصره ترا پند داديم پيش * كه بيرون نبايد شد از ملك خويش نپذرفتى از ما كه آن بوم و بر * ز دستت شد و خون خلقى هدر كنون نيزت اندر نصيحت زبان * گشاييم اگر كار بندى بر آن 510 توان بود پيروز گردى به جنگ * و گرنه شود كار از آن بر تو تنگ نباشد تو را ز آن به ما برگرفت * كه اين كار بايست از پيش گفت حقيقت‌شناس اى شه ملك‌جو * كه كوفى سرانند خواهان تو به رسم هزيمت ازين جايگاه * بدان شهر بايد شدت با سپاه خليفه اگر جنگ جويد ز ما * شوند كوفيان جمله رزم‌آزما 515 نباشد ورا تاب ايشان « 3 » به جنگ * گريزان شدن بايدش بىدرنگ وگر خود نيايد به پيكار پيش * گذارد ز بيم‌ات به تو ملك خويش مسلّم شود پادشاهى تو را * نماند دگر تاب جنگت ورا چو عيسى رسد با سپاه از عقب * نيارد ز ما جست جنگ و شغب به ناچار آيد به فرمانبرى * بريده ز هرسو شود داورى » 520 براهيم گفتا كه : « اين نيست را * كه گردند آن « 4 » هردو جنگ‌آزما بگيرند پيش و پس ما به جنگ * به ما بر از ايشان شود كار تنگ مجال گريز و توان ستيز * نباشد برآيد ز ما رستخيز »
هامش
( 1 ) ( ب 504 ) . در اصل : ماحمرى . ( 2 ) سب : عنوان ندارد . ( 3 ) ( ب 515 ) . سب : نباشد در ايات ايشان . ( 4 ) ( ب 510 ) . سب : كه كرديد آن .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 43 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده