تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
كه : بايد دل از عهد مهدى « 1 » بريد * به جان كار منصور را برگزيد كسانِ محمّد به ره‌نامه‌ها * گرفت و سپردند يك‌سر ورا 395 محمّد از آن قوم رنجش نمود * گرفت و به زندان فرستاد زود نپذرفتى از كس كه : « ما را خبر * نبوده‌ست از اين نامه از خير و شرّ » دگر روز در خطبه گفت اين‌چنين * كه : « هر كو كنون « 2 » از پى دردِ دين ز عبّاسيان جست خواهد نبرد * به مردى رخ بدگمان زرد كرد به دنيا مكافات يابد ز من * به عقبى ز يزدان در اين بىسخن 400 دگر هركه دارد به دل بر گران * ز بيعت بهل شد گزيند كران نه ما را شود يار ، نه خصم را * كرانى گزيند از اين ماجرا « 3 » » از اين خطبه اعراب صحرانشين * مدينى سران بيشتر همچنين كرانى گرفتند گاه نبرد * بماند او در آن جنگ با چند مرد بترسيد عيسى « 4 » كه او ز اين سبب * گريزنده گردد ز بيم شغب « 4 » 405 محمّد كه از تخم طيّار بود * به فرمان عيسى برش رفت زود ورا كرد دعوت به فرمانبرى * محمّد نپذرفت اين داورى نبد پند گويا برش جايگير « 5 » * نمىداد پاسخ به جز تيغ و تير به شبگير عيسى رسيد و سپاه * ز دشمن به مردى شده رزمخواه مدينى ز جنگاورى سر كشيد * محمّد چو شير ژيان بردميد 410 سر آورد از اين كين جهان بر رياح « 6 » * شمرد اندر اين كار خود را فلاح بشد با كمابيش سيصد سوار * گرفته ز مردى به كف ذو الفقار درآمد به جنگ عدو همچو شير * بلى بچهء شير باشد دلير حميد ابن قحطبه با لشكرش * درآمد به زودى به جنگ اندرش ز شبگير تا وقت « 7 » ديگر نبرد * بكردند و كشته شدند چند مرد
هامش
( 1 ) ( ب 393 ) . در اصل : از مهد مهدى ؛ سب : از مهر مهدى . ( 2 ) ( ب 397 ) ( دوم ) . سب : كه هركز كنون . ( 3 ) ( ب 401 ) ( دوم ) . سب : كرانى گزيند درين ماجرا . ( 4 ) ( ب 404 ) . سب : ببرسيد عيسى ؛ ( دوم ) : در اصل : سغب . ( 5 ) ( ب 407 ) . سب : نبد بند كو ما برس جاء كير . ( 6 ) ( ب 410 ) . در اصل : رباح . ( 7 ) ( ب 414 ) . وقت : هنگام ، عصر ، عهد ، فصل ، موقع و مقام . ( معين ) .