تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
تو هم صبر كن اندر اين چند گاه * چو وقت آيد از خصم شو رزمخواه 330 اگر دست يا بى ، بود كام و نام * و گرنه ، بميريم بارى به نام » چو منصور از آنجا سوى كوفه راند * رياح « 1 » اندر آن ملك از او باز ماند ز آل على هركه را اندرو * بديدى ، « 2 » از او بود پيكارجو بويژه از آن « 3 » هر دو نامى پسر * نشان جستى از ديگران بيشتر تنى چند را در پى آن گروه * فرستاد هرجا به دشت و به كوه 335 ز كارش بر ايشان جهان تنگ گشت * نماند ايچ جاشان به كوه و به دشت براهيم شد سوى بصره به راه * محمّد بيستاد آن جايگاه شده يك‌زبان هر دوان در شغب « 4 » * كه آيند بيرون به ماه رجب

خروج المهدى محمّد بن عبد اللّه علوى

محمّد شب وعده با چند تن * كه بودند اتباعش از انجمن روان شد بر آهنگ ديه مدار * كه بودند ز اتباع او آن ديار 340 كز آن‌جا « 5 » به شهر اندر آرد سپاه * شود از رياح اندر آن رزمخواه رياح اندرين گاه آگاه بود * روان گشت اندر پى او چو دود محمّد شد آگه كه دشمن « 6 » رسيد * ز بيمش بر آن ره به باغى « 6 » كشيد نديدش رياح « 7 » و به سوى مدار * شد و بازگرديد از او بادوار محمّد پس از بازگشتنش زود * بدان ديه رفت و سپاه آن‌چه بود 345 همه گرد كرد و سوى شهر رفت * سحرگه بدان شهر تازيد تفت « 8 » به زندان شد و بنديان را ز بند * رهانيد و گفتى به بانگ بلند كه : « مهدى است منصور اندر مهى * چو منصور مقهور و او را رهى » از آنجا به دار الاماره كشيد * در او هركه بودند از وى رميد « 9 »
هامش
( 1 ) ( ب 331 ) . در اصل : رباح . ( 2 ) ( ب 332 ) ( دوم ) . سب : بدندى . ( 3 ) ( ب 333 ) . سب : بويژه از ان . ( 4 ) ( ب 337 ) . در اصل : سغب . ( 5 ) ( ب 340 ) . در اصل : كر آنجا ؛ ( دوم ) : رباح . ( 6 ) ( ب 342 ) سب : شد آكه دشمن ؛ ( دوم ) . در اصل : بباعى . ( 7 ) ( ب 343 ) . در اصل : رباح . ( 8 ) ( ب 345 ) . ( دوم ) : در اصل : يازيد تفت . ( 9 ) ( ب 348 ) ( دوم ) . سب : از وى رميد .