در آن ملك منصور را خلع كرد * به فرزند او خواست جستن نبرد
محمّد فرستاد پيش پدر * مدد خواست در كار آن نامور
خليفه سپاهى فرستاد زود * كه عمرو علاشان سپهدار بود
محمّد به يارى سپاهى دگر * روان كرد با آن يلِ نامور
270 بفرمود تا شد به جنگ عدو * به مردى ز قوم طبر جنگجو
به حصنى درون مصمغان « 1 » رفت خوار * سپه قلعهش آورد اندر حصار
از آن قلعه شش ماه جستند جنگ * دل هر دو لشكر از آن گشت تنگ
سرانجام شد مصمغان « 2 » در گريز * به گيلان از آن قلعه رو كرد تيز « 2 »
اميران گيلان و ديلم سپاه * شدند ياورش ، باز شد رزمخواه
275 به پيكار عمرو علا همچو شير * برفتند آن سروران دلير
مدد جست عمرو از محمّد در آن * محمّد به يارىّ او شد روان
پدر را از اين كار آگاه كرد * وز او ياورى جست بهر نبرد
خليفه روان گشت با لشكرش * كه گردد در آن كار ياريگرش
از آن پيش كآيد به پيش پسر * محمّد شد از جنگ پيروزگر
280 تبه كرد بدخواه را در نبرد * هرآن چيز بودش به تاراج كرد
از آن جمله بُد دخترش شكله « 3 » نام * به رو از نكويى چو ماه تمام
محمّد از آن ماهرو جست كام * پسر زاد از وى براهيم نام
چو منصور آمد سوى بيستون * شنيد آنكه كشته شدش خصم دون
توقّف نمود اندر آن جايگاه * كه آمد پسر پيش او با سپاه
285 به هم بازگشتند سوى عراق * ز دولت در آن كار ديده وفاق
اگرچه از اين پيش آل على * نمودند ز عبّاسيان « 4 » يكدلى
هامش
( 1 ) ( ب 271 ) . در اصل : مصمعان .
( 2 ) ( ب 273 ) . در اصل : مصمعان . ( دوم ) : در اصل رو كرد نيز .
( 3 ) ( ب 281 ) . در اصل : سكله . شكله : « و مهدى از آن بردگان كنيزكى گيل بگزيد شكله نام و مادر ابراهيم بن المهدى بود . » ( تاريخنامهء طبرى . گردانيده منسوب به بلعمى . به تصحيح و تحشيهء محمد روشن . ج 2 . ص 1105 . ) ؛ شكله - مادر ابراهيم بن عبّاس بن محمّد بود . ( ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 11 ، 2733 ) .
( 4 ) ( ب . 286 ( دوم ) . سب : نمودند و عبّاسيان .