تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
570 سوى بيشه شد معتصم پوىپو * به دو شيرى آورد غرّنده‌رو رميد اسپش از شير و جَستش « 1 » ز زير * برو حمله آورد شير دلير يكى مشت زد معتصم بر سرش * كه افگنده در خاك شد پيكرش جدا كرد سر معتصم ز او چو باد * به پيش برادر سبك رو نهاد به دو گفت مأمون : « دگر اين‌چنين * مكن اى برادر به مهر و به كين 575 كه كار خطا گرچه آيد صواب * بود هم خطا هم‌چنان در خطاب « 2 » »

ترجمه كردن علما كتب اوايل را به عربى به حكم مأمون « 3 »

چو مأمون به علم و هنر ميل داشت * ز دانش بر آن كار همّت گماشت كتاب اوايل ز هر مرزوبوم * ز حكمت مجسطى « 4 » و رمل و نجوم تواريخ و اقليدس و هندسه * رياضى و صنعت ، طب و فلسفه ببرد و ز عبرى و سُريانيش * به تازى نوشتى ز پُردانيش « 5 » 580 ز صد « 6 » بيشتر عالم بىسخن * در اين كار بودى برش انجمن بر ايشان بسى خرج رفتش درم * كه اين علمها آوريدند به هم وز اين آن مهان را در آن وقت جاه * به پايه گذر كرد از اوج ماه به هرهفته يك‌روز آن تاجور * نشستى به نزديك اهل هنر ز فرّش « 7 » در آن عالمان پايگاه * فزودند علمى و مالى و جاه 585 صدّقه همه‌روزه وظّيفه داشت ( كذا ) * به نيك و به بد هيچ از آن سر نگاشت كسى را كه بُد خاص‌تر بهر او * وظيفه همه‌ساله دادى نكو وكيلش يكى روز گفتش كه : « زر * نماند و فقيرست بر در دگر » به دو گفت مأمون : « چگونه فقير * نگردد زيادت كه بر خيره خير توانگر ز تيمار درويش دست * در اين عهد گويى به يك ره ببست 590 مراعات خويشان ندارند كس * نه درويش دارد قناعت هوس
هامش
( 1 ) ( ب 571 ) . در اصل : خشتس . ( 2 ) ( ب 575 ) ( دوم ) . سب : همچنان در صواب . ( 3 ) سب : عنوان ناخواناست . ( 4 ) ( ب 577 ) ( دوم ) . سب : حكمت محيطى . ( 5 ) ( ب 579 ) ( دوم ) . سب : نوشتى و يزدانيش . ( 6 ) ( ب 580 ) . در اصل : رصد . ( 7 ) ( ب 584 ) . در اصل : ز فرس .