تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
كزو بنديان « 1 » را رهايى دهند * وز آن نصر « 2 » را پادشاهى دهند 455 به زندان درون مرد بود بىشمار * اگر راست گشتى شدى سخت‌كار خبر يافت مأمون و خود شد سوار * بدان جاى شد با سران بادوار بر آن خيره‌كاران سرآورد روز * وز اين كارِ او گشت گيتىفروز به زندان از اين نصر بسپرد راه * در او بود تا شد هم آنجا تباه

وفات طاهر و امارت پسرش طلحه بر خراسان

پس آن‌گاه طاهر در آن بوم‌وبر * ز مأمون همى خواست پيچيد سر 460 نيامد پسندِ خداوندگار * كه گردد ز نيكان بدى آشكار به مرگ فجا « 3 » ز او در آن جُست كين * نداد اندر آن ملك دستش برين ز كار خلاف و ز هركس خبر * به يك روز آمد بر تاجور بر اين كار مأمون بسى شكر كرد * كه از وى نبايست جستش نبرد پس آن‌گاه ميرى آن بوم‌وبر * به فرزند او داد آن تاجور 465 چو او را نمىكرد از خود جدا * برادر در او گشت نايب ورا شد از دست عبد اللّه رزمزن * در آن ملك طلحه سر انجمن بر اين گشت منشور مأمون روان * همان خلعتى درخور خسروان « 4 » از اين طلحه سر بر فلك برفراشت * به تدبير آن ملك همّت گماشت

وصلت مأمون خليفه با پوران بنت حسن سهل « 5 »

چو ده بر دوصد گشت افزون به سال * خليفه هوس كرد جستن همال 470 حسن داشت يك دختر ماهرو * كه پوران پدر كرده بُد نام او نكو روى و خوشخوى و شيرين سخن * سبكروح دوشيزه و پاكتن
هامش
( 1 ) ( ب 454 ) . در اصل : كرو بنديان . ( 2 ) ( ب 455 ) . در اصل و سب : نصر ابن شيث . ( 3 ) ( ب 461 ) . فجا ( به كسر فاء ) - فجاء : ناگهانى . ( 4 ) ( ب 467 ) ( دوم ) . سب : بر سر خسروان . ( 5 ) عنوان . در اصل : توران ؛ سب : با توران ؟ ؟ ؟ بنت حسين سهل .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 140 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده