تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
فتادند در لشكرِ بَدگمان * فشاندند سرها ز تن هر زمان از ايشان شد آن لشكر گشن پَست * سپاه عدو يافت ز ايشان شكست تبه گشت مهدى علوان « 1 » به جنگ * همه نام آن مردمان گشت ننگ 260 به پيروزى آن لشكر رزمساز * به بغداد از آن ملك رفتند باز براهيم را ز اين قوى گشت حال * دليرى فزودش به كار جدال سپاهى دگر نامبردار و گرد * گزيد « 2 » و به عيسى مروى سپرد فرستادشان سوى جنگ حسن « 3 » * به واسط شدند آن بزرگ انجمن سپاهى ز حكم حسن با حميد « 4 » * ز واسط به پيكار ايشان كشيد 265 سپه را هواى براهيم بود * در آن كار در مكر و حيلت فزود نوشتند پيش حسن اين‌چنين : * « ندارد حميد اندر اين راى كين سزد گر فرستى اميرى دگر * كه گردد ز بدخواه پرخاشخر » حسن كس فرستاد پيش حميد * كه : « بايد يكى ره بدين سو كشيد كه تا كرده باهم سگالش « 5 » به كار * به زودى روى باز با كارزار » 270 فرستاد پاسخ كه : « ميران من * چو هستند خواهان آن انجمن مرا باز گشتن كنون نيست رو » « 6 » * از اين بدگمان شد حسن اندرو به الحاح بردش بر خويشتن * شدند آن سران رام اين انجمن گريزنده گشتند قومِ حميد * سپه پاك اسپانشان غارتيد و از آنجاى عيسى « 7 » به جنگ حسن * روان گشت با آن بزرگ انجمن 275 به نزديك واسط يكى جنگ سخت * بكردند و شد واسطى شوربخت تبه گشت بىمر ز واسط سپاه * حسن شد گريزنده ز آن جايگاه به سوى بطيحه « 8 » پناه آوريد * در او چندگاهى حسن آرميد
هامش
( 1 ) ( ب 259 ) . مهدى بن علوان حرورى . « ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 13 ، ص 5663 ) . ( 2 ) ( ب 262 ) . در اصل : گريذ . ( 3 ) ( ب 263 ) . سب : جنگ حسين . ( 4 ) ( ب 264 ) . حميد بن عبد الحميد ( ترجمه همان مأخذ ، ص 5664 ) . ( 5 ) ( ب 269 ) . سب : كرده باشم سكالش . ( 6 ) ( ب 271 ) . سب : كنون بيست روز . ( 7 ) ( ب 274 ) : عيسى بن محمد ( ترجمهء تاريخ طبرى ، ج 13 ، ص 5664 ) . ( 8 ) ( ب 277 ) . در اصل : بصحه . بطيحه - به معنى آب‌هاى شيرين . « صاحب حدود العالم نه بطيحه آورده كه هفتم آن بطيحهء بخاراست . » ( مشترك ياقوت حموى ، ص 36 ) و همچنين : « سند و بطيحه از واسط و يمن و افريقيه است » ( مشترك ياقوت حموى ، ص 175 ) .