تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
235 هر آن كس كه هستند « 1 » ز اسلاميان * بر اين‌گونه بيعت كنند اين زمان مپوشند « 2 » ديگر شعار سياه * كه هست آن نشانى ز اهل گناه همه كس كند سبز « 3 » از اين پس شعار * كه ز اهل بهشت است آن آشكار » هميدون فرستاد نامه رضا * كه : « مأمون چو توفيق ديد از خدا به ما حقّ ما داد در مهترى * مسازيد ديگر كسى داورى 240 كه گر فتنه جويد كسى ز اين سپس * به حكم خدايش سر آرم نفس » به هرجا كزين گونه فرمان رسيد * همه كس بر اين كار فرمان گزيد مگر اهل بغداد از اين گفت‌وگو * شدند اندر آن مملكت فتنه‌جو « 4 » به نفرين مأمون گشادند لب * همى هر كسش كرد قدح نسب ورا خلع كردند از مهترى * ز منصور جستند آن سرورى 245 نپذرفت ، گشتش « 5 » برادر پسند * براهيم مهدى شه ارجمند بكردند بيعت بر او سربه‌سر * خليفه شد او اندر آن بوم‌وبر دو افزون شده بر دو صد سال بود * به ماه نخستين چنين حال بود به پيشش ز عبّاسيان هر يكى * به كارى شدى نامزد بىشكى همه قوم عبّاسيان كاردار * ز فَرّش شدند اندران روزگار 250 به ملك فرايى « 6 » ز قوم حرور « 6 » * از او گشت مهدى علوان نفوز ز مردى بر آن ملك شد كامكار * خلاف براهيم كرد آشكار سپاهى به حكم براهيم زود * سپهدارشان معتصم همچود دود ز بغداد بر جنگ آن نامدار * برفتند و جستند از او كارزار در اوّل بر اينها « 7 » شكست اوفتاد * شدن خواست جان سپاهى به باد 255 ولى معتصم داشت بىمر غلام * مهين غلامان بُد اشناس نام درآمد چو غرّنده شير دژم * غلامان پس پشت با باد و دَم
هامش
( 1 ) ( ب 235 ) . سب : هرانكس هستند . ( 2 ) ( ب 236 ) . سب : مپوشيد . ( 3 ) ( ب 237 ) . در اصل : سير . ( 4 ) ( ب 242 ) . پس از اين بيت ، بيت 241 مكرّر شده است . جاى يك عنوان كه از پيش ساخته شده ، خالى مانده است . ( 5 ) ( ب 245 ) . در اصل : كستش . ( 6 ) ( ب 250 ) . در اصل : مرايى ؛ سب : فرايى : صورت درست اين كلمه ( فرايى ) بر من روشن نشد ، شايد فراتى باشد . « حرور » نيز در اصل « جُرور » آمده است . ( 7 ) ( ب 254 ) . سب : در اوّل بدينها .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 129 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده