تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

مخالفت بغداديان با حسن سهل « 1 »

از اين كار « 2 » بغداديان بر حسن * بدانديش گشتند از مرد و زن 175 برو خواستندى برون آمدن * به واسط كشيد از مداين حسن به بغداد على ابن هُشّام را * امارت سپرد و بماندش به جا همان روز كو سوى واسط كشيد * سعيدى از آن شهر دورى گزيد ز زندان گريزنده شد زندِ نار * به كوفه درآمد به شب بادوار عبيد اللّه بوسرايا به دو * بپيوست وز اين كارشان شد نكو 180 بر ايشان بسى خلق گرد آمدند * به بغداد از آنجا روانه شدند على بن هشّام با آن سران * ز مردانگى جنگ كردى گران عبيد اللّه بوسرايا تباه « 3 » * به پيكار او شد در آوردگاه گرفتار شد زندِ نار « 4 » آن زمان * پراكنده گشتند آن مردمان به زندان فرستاد او را على * تباه اندر او كردش از پُردلى 185 پس از جنگ بغداديان ز او درم * بر آن فتح جستند از بيش‌وكم خزانه تهى بود و او تنگدست * نبُد وقت دخلى در آن بوم و رست از او ماند حيران در آن كار مرد * بر او شنعت « 5 » آن قوم بسيار كرد به زندان شدند از پى زندِ نار « 6 » * كه آرند بيرون ورا بادوار ز مأمون ببرّند دل « 7 » و از حسن * خلافت دهندش در آن انجمن 190 نديدند از وى به زندان اثر * بجستند ناچار اميرى دگر در او بود منصور مهدى به بند * كه بُد عمّ مأمون شه هوشمند خلافت بر او عرض كردند پاك * نپذرفت از ايشان ز بيم هلاك « 8 » به ميرى بر او كرد بيعت سپاه * شد آن نامور ميرِ آن جايگاه به فضل ربيع « 9 » او وزارت سپرد * خرد پيشه كارش بر افلاك برد
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : بغداديان حسين سهيل . ( 2 ) ( ب 174 ) . سب : درين كار . ( 3 ) ( ب 182 ) . سب : بوسرانا سپاه . ( 4 ) ( ب 183 ) . در اصل : زندنار ؟ ؟ ؟ . ( 5 ) ( ب 187 ) سب : فروماند ؛ ( دوم ) . در اصل : بر او سعت . ( 6 ) ( ب 188 ) . در اصل : اربى زندنار . ( 7 ) ( ب 189 ) . سب : ببردند دل . ( 8 ) ( ب 192 ) ( دوم ) . سب : به بيم هلاك . ( 9 ) ( ب 194 ) . سب : بفصل ربيع .