حسن گرچه از لطف جستى وفاق * نكردى در آن هرثمه اتّفاق
90 حسن داد بيمش در آن ژرفكار * كه : « خود از تو شد فتنه را آشكار « 1 »
كه اين بوسرايا « 2 » تو را چاكرست * تو را در همه كار فرمانبرست
اگرنه به حكم تو شد فتنهجو * چرا مىنپويى به پيكارِ او
اگر درنبندى به جنگش ميان * نيارى به جانش به زودى زيان
به مأمون نمايم « 3 » از اين كار باز * وز او ز اين نيابى به جان بر جواز »
95 ز ره هرثمه گشت ناچار باز * بدان ملك با لشكر آمد فراز
علىّ سعيدى و بهرى سپاه * به حكمش به واسط شدند رزمخواه
به كوشش على شد بر آن كامكار * گريزنده شد كاظمى ز آن ديار
شعار بزرگانِ عبّاسيان * در آن ملك بارى دگر شد عيان
وز اينرو بر آهنگ كوفه سپاه * ببرد هرثمه جنگجويان ز راه
100 سپه بوسرايا « 4 » ز كوفه همان * بياورد و آمد به جنگش دمان
به نزديك قصر هبيره به هم * دو لشكر رسيدند از بيشوكم
فزون بوسرايا از او داشت مرد * در آن هرثمه حيله بر كار كرد
چو صف بركشيدند هردو سپاه * به حكمش سوارى درآمد ز راه
به دو نامهاى مُهر كرده سپرد * چو برخواند نامه مر آن مرد گُرد
105 نوشته چنان بُد : « خليفه نماند * سخن هرثمه با عدُو بازراند
كه از بهر او جستم اين جنگ و كين * كنون صلح سازيم باهم درين »
از اين بوسرايا ز پيكار چنگ * كشيد و در اين جنگ كرد او درنگ
چو شد روز و شب هرثمه با سپاه * به رسم شبيخون درآمد ز راه
درافتاد در لشكر بدگمان * به جنگش شدند شيعيان آن زمان
110 يكايك چنان درهم آويختند * كه از آب آتش برانگيختند
شد از باد « 5 » شمشير زهر آبدار * چو آتش همه خاك آن كارزار
هامش
( 1 ) ( ب 90 ) ( دوم ) . سب : تو اين فتنه شد آشكار .
( 2 ) ( ب 91 ) . سب : بوسرايا ؟ ؟ ؟ .
( 3 ) ( ب 94 ) . سب : نمانم .
قصر هبيره - احتمالا قصر يزيد ابن هبيره امير عراق در عهد مروان در شام است . ( المنجد ، ذيل آخرين هبيره ) . اين قصر در قسمت شرق كوفه واقع شده است . ( كامل ، ابن اثير ، حوادث سال 144 هجرى ) .
( 4 ) ( ب 102 ) . سب : سرايا ؟ ؟ ؟ .
( 5 ) ( ب 111 ) . سب : كه از باد .