بكندى همى خانهشان خوارخوار * بدان سوختى صاحبش زارزار « 1 »
نهادند نامش از اين زند نار * برفتند عبّاسيان ز آن ديار
حسين آنكه افطس « 2 » بُد او را خطاب * به سوى حرّمين شد اندر شتاب
70 سوى پوشش كعبه كرباس برد * چنين گفت با او سپهدار گرد :
« از آن خانه ديباى عبّاسيان * برآور ، كز آنست بر وى زيان
كه چيزى كه در شرع بر ما روا * نباشد در آن خانه باشد چرا
از اين جامه كن پوشش آن پديد * كه بر ما به حكم خدايى سزيد »
بشد افطس « 3 » نامور همچو باد * ز كوفه به مكّه سبك رو نهاد
75 از او گشت والى گريزان ز بيم * نيارست در مكّه بودن مقيم
چو ره كرد بسيار افطس « 3 » در او * نيامد به روز عرفّه فرو
حجِ كس در آن سال نآمد درست * چو فرمان سلطان در او بود سست
چو در عيد افطس « 3 » به مكّه كشيد * گروه از وَعيدش به سختى رسيد
كه كردى بهانه كه عبّاسيان * ودايع سپردهست با آن مهان
80 بىاندازه بستد در و سيموزر * نبودن در او خواستى زر دگر « 4 »
براهيم كاظم « 5 » به فرمان او * به ملك يمن اندرآورد رو
از او گشت « 6 » والى گريزان چو باد * ابى جنگش آن سرورى دست داد
شد آل على را مر اين ملكها * بيفزودشان ز آن رواج و بها
چو آمد به پيش حسن اين خبر * از اين كارها گشت آسيمه سر
85 بشوريد بغداد بر وى تمام * نماندش در آنجا مجال مقام
به سوى مداين از آن جايگاه * شد و راست مىكرد ساز سپاه
نبودش اميرى كزان بدگمان * تواند شدن جنگجو آن زمان
در آن مملكت هرثمه بُد هنوز * از او خواست تا او شود رزمتوز
هامش
( 1 ) ( ب 67 ) . سب : ز - نار .
( 2 ) ( ب 69 ) در اصل : حسن آنك افطس ؛ سب : حسن آنك افطش . - حسين بن حسن بن على بن حسين بن على ( ع ) معروف به ابن افطس . ( مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 440 )
( 3 ) ( ب 74 ، 76 و 78 ) . سب : افطش .
( 4 ) ( ب 80 ) ( دوم ) . سب : خواستى رزد كرد .
( 5 ) ( ب 81 ) - براهيم كاظم : ابراهيم بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن حسن بن على ( ع ) . ( مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 439 ) .
( 6 ) ( ب 82 ) . سب : ازان كشت .