40 ولايت سراسر به فرمانبرى * درآمد پس از كار جنگاورى
فتنهء ابو سرايا و علويان به عراق عرب
از آن پس حسن كار ملك و سپاه * همى باز ديدى ز بىراه و راه
به رسم دبيران تدنّق نمود * بُريدى ز خرج و به باقى فزود « 1 »
ز اقطار لشكر بسى كرد كم * ز ادرار و تسويغ و ابطار « 2 » هم
دل مردمان شد رميده از او * به لشكر درافتاد از او گفتوگو
45 از او بوسرايا بپيچيد سر * به كوفه روان گشت از آن بوموبر
ز عبّاسيان دل بكلّى بُريد * بر آن قوم آل على را گزيد
محمّد ز تخم حسن « 3 » را گزيد * كه طبّاطبا نامش آمد پديد
بر او كرد بيعت ورا خواند امام * فرايى « 4 » به حكمش درآمد تمام
چو آگاهى آمد به پيش حسن * سپاهى گزين كرد شمشيرزن
50 زهير مسيّب سپهدارشان * فرستاد آنجا به پيكارشان
برفتند و كردند جنگى گران * و ليكن شكسته شدند اندران
بر آن جنگ لشكر هزيمت گزيد * به دشمن از ايشان غنيمت رسيد
ظفر بوسرايا از آن جنگ يافت * بر پيشوا با غنيمت شتافت
از او پيشوا بستد آن مال پاك * ورا كرد از اين بوسرايا هلاك
55 به دارو برآورد از وى دمار * محمّد « 5 » شد از تخم زيد اختيار
حسن چون شد آگه ز كار سپاه * سپاهى دگر كرد پويان به راه
به عبدوس جنگى « 6 » سر مرو رود * سپرد و به دشمن فرستاد زود
هامش
( 1 ) ( ب 42 ) ( دوم ) . در اصل : ز جرخ و به باقى فرود . تدنّق : « دقّت نظر در معاملات و نفقات » ( دهخدا ، ذيل تدنق ) .
( 2 ) ( ب 43 ) ( دوم ) . در اصل : تسويع و ابطار ؛ سب : توزيع و ابطار . تسويغ - روا داشتن ، اعطاى مال . ( دهخدا ، ذيل تسويغ ) . ابطار - معيشت او موقوف گردانيدن . ( ذيل ابطار ) .
( 3 ) ( ب 47 ) . در اصل : تحم حسن . ابن طباطبا - محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن بن حسن ( در نسخهء براون تاريخ گزيده : حسين ) بن على بن ابى طالب ( مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 439 )
( 4 ) ( ب 48 ) ( دوم ) : فرايى ( ؟ ) چنين است در اصل .
( 5 ) ( ب 55 ) ( دوم ) . منظور « محمّد بن محمّد بن زيد بن على بن الحسين » است .
( 6 ) ( ب 57 ) . عبدوس جنگى - عبدوس بن محمّد بن ابى خالد . ( مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 441 )