تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
295
مر آن شهر كردند هر دو حصار * همه روزه بود از دو ره كارزار گهى شهريان گه جهانجو سپاه * فزون آمدندى در آوردگاه اگر چند پيكار بُد بىشمار * نمىگشت روى ظفر آشكار امين بود مشغول در نازونوش « 1 » * نپرداختى هيچ با جنگ‌وجوش دل همگنان گشت از وى نفور * ز نزديك او هركسى گشت دور 300 بويژه محمّد ز ماهانيان * كه مير سپاهش بُدى آن زمان به فرمانبرى پيشِ طاهر شتافت * عوام اندر آن شهر از اين دست يافت به غوغا هر آن چيز مىخواست كرد * همى برد مال و همى كُشت مرد علىرغم ماهانى آن مردمان * بسى جنگ كردند سخت آن زمان ز قوم خراسانيان بىشمار * بكشتند در مركزِ كارزار 305 از آن جمله بُد باد غيسى « 2 » كه او * گوى بود نامآور و شيرخو برنجيد طاهر از اين از سپاه * به خود گشت روز دگر رزمخواه در آن روز بُد پيش غوغاى عام * نمودند مردى به كوشش تمام سلاح عوام اندر آوردگاه * به جنگ خراسانى و آن سپاه فلاخَن بُد و چوبدستى به بر « 3 » * عبايى به جوشن حصيرى سپر « 4 » 310 ز شمشير و جوشن ز تيروكمان * فزون آمدى اين سلاح آن زمان چنين گفت طاهر كه با لشكرى * كه در جنگ بدخواه از هر درى به شمشير چوبين حصيرين سپر * به جوشن عبايى و رفتى به بر « 5 » به پشمين كمان و به تير گلين * ز مردانگى جنگ جويد چنين نبايد چنين جنگ و پيكار كرد * به نوعى دگر بايدش خوار كرد 315 بفرمود تا راهِ آوردنى * ببستند از شهر و از بردنى نگهبان نشاند و كسى را دگر * ندادند راهى ز خير و ز شر به شهر اندرون گشت تنگى پديد * جهانى ز تنگى به سختى رسيد به انبارها رفت غوغاى عام * ببردند هر چيز بودى تمام
هامش
( 1 ) ( ب 298 ) . در اصل : در نا و نوش . ناز - تنعّم و كامرانى . ( 2 ) ( ب 305 ) - يوسف بن يعقوب الباد غيسى . ( تاريخنامهء طبرى ، روشن ، ص 1222 ) . ( 3 ) ( ب 309 ) . در اصل : فلاحن بد و چوب‌دستى بر . ( 4 ) ( ب 308 ) ( دوم ) . در اصل : حصيرى ستر . ( 5 ) ( ب 312 ) ( دوم ) . چنين است در اصل و سب . آيا « رختى به بر » هم مىتوان خواند ؟