تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
همى مرد عامى ز اهل تميز * به زور و ستم خواست هرگونه چيز 320 بزرگان بهانه برانگيختند * وز آن شهر بسيار بگريختند نماندند بس كس در آن جايگاه * بزرگان نامى ز شهر و سپاه يكى روز طاهر به باب الدّقيق * ز خون كرد كشور چو كانِ عقيق تبه كرد بى مر ز بغداديان * گريزان شدند از برش آن زمان به باب الشّماسيّه « 1 » در هرثمه * همى كرد پيكار با آن رمه 325 غلو « 2 » يافت بغدادى اندر نبرد * اسير خود او را يكى مرد كرد فلاخن « 3 » به گردن درافگنده خوار * كشانش « 4 » همى برد از آن كارزار نمىيافت تيغى كه او را تباه * كند مرد بغدادى آن جايگاه از اين كار طاهر خبر يافت زود * به يارى به نزديك او شد چو دود رهانيد او را از آن بدگمان * از او هرثمه داشت منّت به جان 330 از آن پس ورا همسر خويش خواند * خطابش دگر چاكر خود نراند « 5 »

قتل محمّد امين ، رحمة اللّه عليه

چو يك سال و دو ماه لشكر چنين * از آن شهر جستند پيكار و كين امين را بگفتند از اين داورى * چو كارت زبون گشت در مهترى هنوز است چندى به فرمان سپاه * به سِرّ رفت « 6 » بايد از اين جايگاه ببردن هر آن چيز با خود توان * سوى شام از اين ملك گشتن روان 335 در او راست كردن سپاهى گزين * از آن پس از اين دشمنان جست كين از انديشه‌شان يافت طاهر خبر * از اين كردشان بند بر « 7 » پيش بر فرستاد نزديك آن مردمان : * « سر آرم همه مهتران را زمان « 8 »
هامش
( 1 ) ( ب 324 ) . در اصل و سب : باب السماسيه - باب الشّماسيّه : سوى شرقى بغداد . ( مشترك ياقوت ، ص 117 - 118 ) . ( 2 ) ( ب 325 ) . در اصل : علو . ( 3 ) ( ب 326 ) . در اصل : فلاحن . ( 4 ) ( ب 326 ) ( دوم ) در اصل : كساس . ( 5 ) ( ب 330 ) ( دوم ) . سب : خود براند . ( 6 ) ( ب 333 ) ( دوم ) . سب : بشب رفت . ( 7 ) ( ب 336 ) ( دوم ) . سب : كردشان شد بر . ( 8 ) ( ب 337 ) ( دوم ) . سب : كه كارى جنين كر كنند آن زمان .