تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
55 و از آن‌رو به بغداد فضل ربيع « 1 » * برانگيختى شكلهاى بديع كه مأمون ولىعهد نبود مگر * شود فضل « 2 » ايمن ز مأمون به سر

سبب آزار امين و مأمون از همديگر

امين داشت يك نارسيده پسر * كه موسى بدش نام كرده پدر به شه فضل « 3 » گفت : « اى شه نامور * به نقلى و عقلى چو باشد پسر برادر ولىعهد نبود روا * چرا اختيار است اكنون تو را 60 پسر را مكن بىنصيب از مهى * كزان از برادر نيابى بهى « 4 » امين گفت : « هست او گزين پدر * ز فرمان او نيست روى گذر كه بيعت در اين همه بستدست « 5 » * خلاف اندر اين آخرش بر بدست » به دو فضل « 6 » گفتا : « نه اوّل گزين * تو بودى و شد بعد از آن اين‌چنين نكرده رجوعى ز عهد نخست * چگونه بود عهد ديگر درست 65 از اين‌رو بفرماى تا خلع « 7 » خويش * به الزام آرند ناچار بيش نه با عيسى اجداد تو همچنين * در اين كار كردند نو نيست اين » امين گفت : « مأمون به پيكار ما * سپاه آرد و بد شود كار ما » به دو فضل « 8 » گفتا : « گُزين هرثمه * امير است بر لشكر او همه به نزديكى ماست او را پسر * ورا باز پيچد ز پيكار سر 70 وگر آن سپه را همه خان و مان * بر ماست و انجامد چون ابرمان ( ؟ ) « 9 » به كمتر نويدى كه باشد ز تو * به درگاهت آرند يكباره رو » امين گفت : « اين عزم كردن خطاست * كه آن مملكت شرق اقبال ماست به دو نيك اين ملك باشد از آن * چو گرديم با او كنون بدگمان
هامش
( 1 ) ( ب 55 ) . سب : فصل ربيع . ( 2 ) ( ب 56 ) ( دوم ) . سب : فصل . ( 3 ) ( ب 58 ) . سب : فصل . ( 4 ) ( ب 60 ) ( دوم ) . در اصل : نيابى مهى . ( 5 ) ( ب 62 ) . سب : نستدست . ( 6 ) ( ب 63 ) . سب : فصل . ( 7 ) ( ب 65 ) . سب : با خلع . ( 8 ) ( ب 68 ) . سب : فصل . ( 9 ) ( ب 70 ) ( دوم ) . در اصل و سب : چنين است در اصل . صورت درست و موجّه قرائت اين مصراع بر بنده روشن نيست .