تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
كه در عرصهء محشر اين ماجرا * برانيم در پيش آن پادشا 225 كه نه جور آيد نه بيداد ازو * كه تا كيست غمگين و كه شاد ازو » بر اين كرد هارون بسى هاى ها « 1 » * پشيمان از اين گشت آن پادشا و ليكن پشيمانى آن‌گاه سود * نبودش چو نارفتنى رفته بود از آن پس به نزديك هارون وزير * بُدى فضل ابن ربيع هجير على ابن عيساى ماهانيان * امير خراسان بُدى آن زمان 230 چو بيدادگر بود آن پادشا « 2 » * در او ساز انصاف شد بىنوا بُدى نكبت برمكى سخت‌تر * بر اهل خراسان و آن بوم‌وبر

رفتن خليفه به غزو روم و ظفر يافتن « 3 »

پس آن‌گاه آمد ز روم آگهى * كه شد دور از آن مملكت فرّهى در او كرد قيصر بدى آشكار * همى از مُسلمان برآرد دمار بلادى كه اسلاميان راست پاك * از او اوفتادند اندر هلاك 235 برنجيد هارون از اين گفت‌وگو * به زودى به پيكارش آورد رو بشد با سپاهى فزون از شمار * درآورد لشكر در او بادوار و از آن روى قيصر سپه همچنين * بياورد و جستند يك چند كين به هر جنگ « 4 » بر لشكر روميان * فزون بودى از كارِ كوشش زيان از اين كار قيصر به‌سختى رسيد * به دو خواستى شوربختى رسيد 240 در صلح زد باز برخود گرفت * به فرمانبرى شد كم بد گرفت پذيرفت هر سال سيصد هزار * فرستد درست طلا « 5 » ز آن ديار كه باشد به مثقال هريك يكى * كم‌وبيش نبود در آن اندكى « 6 » بدين‌شرط هارون از او گشت باز * همى خواست آمد به ايران فراز ز پيش كسانش كه از بهر زر * در او مانده بودند آمد خبر
هامش
( 1 ) ( ب 226 ) . سب : بسى هاها . ( 2 ) ( ب 230 ) . سب : بيدادگر بود آن پيشوا . ( 3 ) ( سب ) : عنوان ندارد . ( 4 ) ( ب 238 ) . كوشش - جنگ . ( 5 ) ( ب 241 ) . طلاى درست ، زر درست : سيم و زر مسكوك ، سكهء تمام عيار ( معين ) ( 6 ) ( ب 242 ) ( دوم ) . سب : دران بىشكى .