تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
وگر كس شدى بازخواه اندر آن * نمودى مر آن بند گندآوران دمشقى يكى مرد مُنذر به نام * نشستى بر اطلال ايشان مدام نپذيرفتى از كس كه از بيم شام * نشايد مجاور شد آن جايگاه خبر ز او به نزديك هارون رسيد * طلب كرد او را وز او بر رسيد : 185 چه نيكى از آن مردمان ديده‌اى * كه بر خود بد از من پسنديده‌اى » چنين گفت : « بر من بسى بود وام * به زحمت بدم « 1 » از غريمان مدام برون شد به كار خود از هيچ‌رو * نديدم به كارم بماندم فرو به زورا « 2 » نهادم رخ از دستِ وام * رسيدندم از پى غريمان تمام زن و بچه‌ام را گرو هركسى * ببردند و كردند خوارى بسى 190 سه روز و شبم اندر اين برگذشت * كه نان تهى نيز حاصل نگشت رسيدم از اين كارد تا استخوان * ز جان سير گشتم به دل در جهان از اين خواستم كرد خود را هلاك * به دل باز گفتم كسى را چه باك كه سازى تلف ز اين تن خويش را * شوى خيره بدبخت هر دو سرا چو با جعفر برمكى پيش از اين * به شام اندرون بوده‌اى همنشين 195 كنون نسل او را خداوندگار * در اين مملكت كرده است كامكار كريم جهان و جهان كرم * به دو نيكشان آيد از بيش‌وكم بديشان يكى خويشتن را نما * مگر خود از اين بند گردى رها « 3 » بر فضل يحيى شدم آن زمان * به شطرنج مشغول بود آن جوان چو برداشت سر حال خود بيش‌وكم * بگفتم بدان كانِ جود و كرم 200 نيوشيد حالم « 4 » به گوش رضا * چنين پاسخ آورد خندان مرا : « 4 » « نوميد مشو غم مخور و باك مدار * سازندهء كارها بسازد همه كار » نگه كرد با خادمى بعد از آن * به شطرنج مشغول شد همچنان نبودم دگر گفت يارا سخن * چو پَر كنده « 5 » گشت آن بزرگ انجمن
هامش
( 1 ) ( ب 186 ) ( دوم ) . در اصل : برحمت ندم ( 2 ) ( ب 188 ) . زوراء - چاه مغاك ( دهخدا ) . ( 3 ) ( ب 197 ) ( دوم ) . سب : گردد رها . ( 4 ) ( ب 200 ) . در اصل : نبوشيد حالم ؛ ( دوم ) . در اصل : حندان مرا . ( 5 ) ( ب 203 ) ( دوم ) . در اصل : پركنده - پراكنده .