تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
دگرباره شد كار مامش چنان * كه بودى برو بر مدار جهان « 1 » بر آن شه چو شد راست كار مهى * وز او يافت آن سرورى فرّهى به يحيى خالد وزارت سپرد * كه بودش اتابك خردمند گرد زنش مادر شير بودى ورا * پدر خواندى او را مر آن پادشا 20 چنان پايگه يافت « 2 » زان شه وزير * كه بودى وزارت به پيشش حقير ده و هفت سال اندر ايّام او * جهان سربه‌سر بود بر كام او كس از آل برمك فزون در جهان * نبود از مهان بل كه فرّخ شهان هم ايشان سزاوار آن و فزون * جهانى از ايشان به خوشىّ درون

ولىعهد كردن هارون پسرش امين را « 3 »

چو بگذشت از آن خسروى هشت ماه * پسر آمدش از زبيده چو ماه 25 محمد ورا كرد هارون به نام * بر او دل نهاد از بزرگى تمام به فضل ابن يحيى سپردش پدر * بپرورد فضلش به خوبى به بر چو شد پنج ساله گرامى پسر * ولىعهد خود كرد او را پدر لقب داشت هارون « 4 » پسر را امين * ستد بيعت از مردمان اندرين ندادندى اهل « 5 » خراسان رضا * كه كودك ولىعهد باشد ورا 30 به فضل ابن يحيى خراسان ديار * سپرد و از آن ساخته گشت كار بشد فضل و بيعت ز مردم ستد * به بغداد شد باز آن مرد رد

دعوت يحيى بن عبد اللّه علوى و قتلش

چو هفتاد و شش گشت بر صد فزون * بر آن شاه بدخواه آمد برون به يارى حسنان به ملك طبر * خرد پيشه يحيى برآورد سر
هامش
( 1 ) ( ب 16 ) ( دوم ) نك . بيت 13 و زيرنويس آن . ( 2 ) ( ب 20 ) . سب : چنان يافت . ( 3 ) ( سب ) : عنوان دوم را ندارد . ( 4 ) ( ب 28 ) . سب : لقب داد هارون . ( 5 ) ( ب 29 ) . سب : بدادندى اهل .