تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

خلافت امير المؤمنين الرّشيد باللّه هارون بن المهدى بيست و سه سال دو ماه و نيم « 1 »

1 چو شد سير هادى ز فرماندهى * به هارون رسانيد دولت مهى همان‌شب كه هادى بشد ز اين جهان * بكردند بيعت بر او بر مهان همان شب پسر داد او را خدا * كه مأمون ورا خواند آن پادشا شبى بس عجب بود آن شب كزان « 2 » * بدى گشت و نيكى بدين‌سان عيان 5 چو هارون ز دولت به شاهى رسيد * لقب در شهى يافت باللّه رشيد شهى بود پردانش و نيكمرد * نماز نوافل شب‌وروز كرد يكى نيمه از هر مهى بيشتر * به روزه « 3 » بدى آن شه نامور صدقه همه روز بوديش عام * به دار الضّيافه كشيدى طعام چو رفتى به دو « 4 » ( بدان ) خرج صد كس ز خود * بدادى همه‌چيزى از نيك‌وبد 10 وگر خود نرفتى سه صد را به راه * به مالش فرستادى « 5 » آن جايگاه در ايّام او بُد رواج هنر * چو با اهل دانش بُدى بيشتر چو دانش‌طلب بودى آن پيشوا * وز او بود بازار دانش روا بكوشيد مردم به دانش چنان * كزان شد سرآمد « 6 » بسى جاودان در اين شافعى داستان بس بود * چه حاجت به شرح دگر كس بود 15 ز گفتار مادر به هر كار در * نكردى مر آن شاه فرّخ گذر
هامش
( 1 ) ( سب ) : عنوان ندارد . ( 2 ) ( ب 4 ) . در اصل : كران . ( 3 ) ( ب 7 ) ( دوم ) . در اصل : به روره . ( 4 ) ( ب 9 ) . در اصل و سب : « به دو » ندارد . ( 5 ) ( ب 10 ) ( دوم ) . سب : بما كس فرستادى . ( 6 ) ( ب 13 ) . ( دوم ) در اصل : كزان بند سرآمد . اين مصراع در بيت 16 همين داستان تكرار شده است .