تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
چو غيرت بر او بود آورده زور * از آن چشمهء عقل و دين گشت شور بزد تير و فرّاش غلتان از او * درآمد ، سرآمد زمانه بر او 100 خليفه پشيمان شد اندر زمان * بخواند آن‌كه بودندش از مردمان رضا كردشان حاصل آن شه به زر * ولى كرد حدّ خدايى اثر همان‌روز چيزيش بر پشت پا * برآمد بخاريد آن شه ورا نمىيافت تسكين ز خارش الم * فزون كرد خارش خديو امم چنان شد ز خارش نبودش قرار * نمودند خارش فزون از شمار 105 جراحت پذيرفت و گنديده گشت * بدان‌سان نشايستى آنجا گذشت سئم روز از درد آن شد تباه * خنك آن‌كه او داشت غيرت نگاه كه غيرت يكى از صفات خداست * هر آن غيرت آن نه روا بر خطاست « 1 » يكى نيمه رفته ز ماه سئم * به عقبى ز درد قدم زد قدم ز هجرت ز صد بيش هفتاد سال * بر اين‌گونه آن شاه را بُد زوال 110 بُدش بيست و سه سال با چند ماه * يكى سال و بر سر سه مه پادشاه از او هشت پور و دو دختر بزاد * خنك آن‌كه باشد ز نيكيش ياد
هامش
( 1 ) ( ب 107 ) ( دوم ) . سب : آن روا بر خطاست .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 78 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده