تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
40 مبارك كه مملوك منصور بود * سپهبد شد و ره سپردند زود چو هنگام حج بُد سليمان ز راه * به حج رفت و سر لشكرش رزمخواه مبارك چو سوى مدينه رسيد * به پيش حسين اين سخن گستريد كه : « چون مذهب شيعه آمد مرا * نشايد شوم بدگمان مر تو را وز اين آمدن نيز چاره نبود * تو را چاره بايد در اين كرد زود » 45 به رسم شبيخون حسين زد برو * مبارك ز جنگش بپيچيد رو گريزان از او سوى مكّه كشيد * بى پى بر حسين با سپه دررسيد به نزديكى فول فخ « 1 » با سپاه * فرود آمد آن مهتر رزمخواه سليمان عباسى از عيدگاه * به پيكار او شد روان با سپاه بسى جنگ كردند و اندر نبرد * حسين را بكشت و سرش باز كرد 50 فرستاد پيش خليفه ز راه * بسى كس برستند هم ز آن سپاه صد و شصت و نه سال گشته تمام * بر اين‌گونه ديدند از آن جنگ كام سرافراز ادريس و يحيى گرد * كه بودند عم‌زاده‌اش جان ببرد به گنجه فتادند از آن رزمگاه * بر ايشان شدند گرد چندى سپاه به حكم خليفه شماخ « 2 » آن زمان * در آن ملك بد والى و مرزبان 55 به فرمان به تدبير مشغول گشت * به داروش ادريس اندر گذشت گريزنده يحيى از آن جايگاه * سوى ديلمان برد از آن بد پناه در آن مرز حسنان « 3 » بدى پيشوا * حمايت « 4 » در او كرد چندى ورا
هامش
( 1 ) ( ب 47 ) . در اصل : مول مح . فول - پول - پُل - « دزفول ( دژ + پول ) لغت به معنى پل دژ ( قلعه ) است كه به شهر معروف خوزستان اطلاق شده . ( برهان قاطع ، محمد حسين بن خلف تبريزى متخلص به برهان ، ج اول ، ذيل پول ) . فول - پول - پل ( اساس اشتقاق فارسى جلد نخست ، به اهتمام جلال خالقى مطلق ، ص 396 ) فَخ - « فَ خ خ واديى است در مكه قبل از وادى الزهرايه كه عبد الله بن عمر و گروهى از ياران پيغمبر در اين وادى مدفونند . ( معجم البلدان . ذيل فخ ) ؛ موضعى است به مكه و در آن قبر ابن عمر است . ( دهخدا ، ذيل فخ ) ( 2 ) ( ب 54 ) . در اصل و سب : سماح - شماخ - شماخ ( يمامى ) ( ترجمه تاريخ طبرى ، ج 12 ، ص 5183 ) ( 3 ) ( ب 57 ) . در اصل : حستان . ( 4 ) ( ب 57 ) ( دوم ) . در اصل : خمايت .