تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
نمىديد در خويش پاياب آن * كه جويد ز هارون نبرد آن زمان در صلح زد ز او پذيرفت باج * كه هر سال از آنجا رساند خراج زر سرخ هفتاد باره هزار * همان بردگان پنج هزار از شمار 110 دگر بيست هزار اسب رومى گهر * كه در پويه از باد گيرد گذر « 1 » بدين صلح هارون از او گشت باز * به بغداد از روم آمد فراز در آن چند گه مهدى آمد ز شام * دو پور و پدر ز اين ز هم يافت كام پس از مدّتى روميان سر ز باج * كشيدند و ديگر ندادى خراج خليفه سپاهى فرستاد زود * سپهدارشان ابن بطّال بود 115 برفتند و آوردشان باز راه * از آن پس كز ايشان شدند رزمخواه به پيروزى آن‌گه به بغداد باز * رسيدند آن لشكر رزمساز

امارت ابو العبّاس طوسى بر خراسان

ز ملك خراسان ز والى سران * شكايت نمودند بيش از « 2 » كران از آن مملكت عزلتش خواستند * بر اين‌گونه گفتار آراستند كه گر عزل او نيست ز اين داورى * نبايد ز ما جست فرمانبرى 120 خليفه پژوهيد احوالِ او * چو بودند مردم در آن راستگو به فرمان ورا داد عزلت ز كار * بو العبّاس طوسى شدش كاردار ز سر حدّ رى تا به اقصاىِ سند * سپردند ميرى بدان هوشمند به يك مير ز آن پيش چندين ديار * نَبُد داده هرگز يكى شهريار

عزل و نصب وزراى مهدى « 3 »

گروهى پس آن‌گاه بد اعتقاد * سخن كردى از زندقه خيره ياد 125 خليفه نمىكرد ابقا بر آن * سرآورد بىمر سران را زمان
هامش
( 1 ) ( ب 110 ) . سب : از ياد كيرد كذر . ( 2 ) ( ب 117 ) ( دوم ) . در اصل : بيش او . ( 3 ) ( سب ) : عنوان دوّم را ندارد .