تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩

فتنهء شروين « 1 » طبرى و آرام آن

يكى پادشا بُد به ملك طبر * كه شروين « 2 » بُدى نام آن نامور در او سر ز فرمان برون آوريد * خلاف خليفه به دل برگزيد 150 هر آن كس كه بودند سر لشكران * شدندش همه پيروان اندر آن در آن مملكت كارشان شد بلند * بُدى ديگران را از ايشان گزند امير خراسان به پيكارشان * نرفتى ز بيم دگر سركشان فرستاد نزديك مهدى خبر * مدد جست در كار آن نامور بفرمود مهدى كه هادى سپاه * برد ز آن جماعت شود رزمخواه 155 بشد هادى و خالد برمكى * دگر هركه بودى ز گردان زكى على ابن عيسى ماهان گهر * سپهدار آن لشكر نامور ز بغداد چون شير غرّان به راه * به ملك طبر آمدند آن سپاه عدو بود جُسته ز قلعه پناه « 3 » * گشن بيشه « 3 » و سخت كوهى به راه در آن بيشه يك مرد ديلم به كار * ز بغداديان به بُدى يك هزار 160 به مردى نشايستى از وى گذشت * از آن بيشه هادى پرانديشه گشت به تدبير خالد در آن بيشه زود * در افگند آتش ، برآورد دود همى سوخت بيشه همه ساخت راه * همى شد بر آن راه جنگى سپاه از اين كار شروين « 4 » بترسيد سخت * كه حصنى قوى بود او را درخت به نزديك هادى فرستاد مرد * ز حيلت سخن اين‌چنين ياد كرد : 165 « شاها مَلِكان جنگ ملك‌وار كنند * پيكار به زخم تيغ خونبار كنند تو آمده‌اى هيمهء « 6 » ما مىسوزى * در مطبخ ما زنان همين كار كنند » « 5 » مگر ز اين برنجد مر آن رزمخواه * درآرد به بيشه به تندى سپاه
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . در اصل و سب : سروين . ( 2 ) ( ب 148 ) ( دوم ) . در اصل : سروين . ( 3 ) ( ب 158 ) . در اصل : عدو بوذ خسته ز قلعه ناه ؛ ( دوم ) . سب : كس بيشه . ( 4 ) ( ب 163 ) . در اصل : سروين . ( 5 ) ( ب 165 و 166 ) . اين رباعى ظاهرا از سرودهاى شروين است ، در دواوين شاعران يافت نشد . ( 6 ) ( ب 166 ) . سب : تو آمده هيمه .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 69 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده