تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
بر او دست يابند آن دشمنان * سرآرند بر وى به حيله زمان ولى هادى از جدّ نرنجيد « 1 » از اين * همى برد لشكر به ره همچنين 170 چو از كار بيشه بپرداختند * به پيكار قلعه سرافراختند برفتند و كردند قلعه حصار * از او جنگ جستند بيش از شمار بدان گشت نزديك شروين ازو * به ناچار با مردم آيد فرو « 2 » ز بيرون به هادى رسيد آگهى * كه : « دست پدر شد ز شاهى تهى ترا بايد آمد به بغداد زود * در اين حال جاى توقّف نبود » 175 بشد هادى و خالد نيكخواه * على ماند ماهانى آن جايگاه به تدبيرش آورد از آنجا فرود * به پى بر به بغداد رفتند زود فرو مرد فتنه به ملك طبر * شدند باز فرمانبر آن بوم و بر

وفات مهدى خليفه ، رحمه اللّه « 3 »

از اين روى روزى به بغداد در * ز مشرق چو خورشيد بركرد سر برآمد يكى ابر تيره چنان * كه چون شب سيه كرد بر وى جهان 180 به نوعى كه يكباره مردم چراغ * برافروختندى به باغ و به راغ بماند اين‌چنين تا گهِ نيم روز * از آن پس جهان گشت گيتىفروز به فال اين‌همه سخت بد داشتند * زوال بزرگيش انگاشتند هواى خليفه به سوى شكار * كشيدى و نشكيفتى هم ز يار به نخجيرگاهى شدى پيشتر * كه ماسَبْذان « 4 » خواندى آن بوم و بر 185 به كوه « 5 » در تنگ بود آن ديار * در آنجا ز هر نوع بىمر شكار عمارات بُد كرده آنجا نكو * به هر سال يك ماه رفتى به دو
هامش
( 1 ) ( ب 169 ) . در اصل : حذ برنجيذ ؛ سب : ولى هادى از جه برنجيد . ( 2 ) ( ب 172 ) ( دوم ) . سب : آيد فرود . ( 3 ) ( عنوان ) . در اصل : رحمة اللّه . ( 4 ) ( ب 184 ) ( دوم ) . در اصل : ماستدان - ماسبذان : سيروان ، پشتكوه حاليه . ( تاريخ سيستان ، بهار ، تبصره ص 234 ) ( 5 ) ( ب 185 ) : چنين است در اصل : ظاهرا « به كوه و دره » يا « به كوفه و به در » . « آهو به درگاهى ويران اندر دويد ، . . . و آن درگاه تنگ بود . » ( تاريخنامهء طبرى ، روشن ، ص 1163 ) .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 70 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده