تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
70 تن خويش را پس به داروى تيز * بسوزيد از آن پس ز روى ستيز به نوعى كه از هيچ عضوش نشان * نبودى در آن تيز دارو عيان ز تخم حكم دخترى خوبرو * سيه چرده كشميرى نغزگو كه بود از پدر داشته جان نگاه * چنين گفت از آن قلعه با اين سپاه : « اگر بود خواهد به جانم امان * بود مر مرا هرچه دارم همان 75 شما را دهم اندر اين قلعه راه » * پذيرفت از او اين سخن « 1 » آن سپاه بدين‌شرط آن دخت بگشود در * سپاهى ز اسلام شد بر زبر بديدندشان مرده يكسر بزار * همه قلعه كردند از اين تار و مار گروهى ز واماندگان حكم * كه هرجا بُدند مانده از بيش و كم از اين كار گشتند گمراه‌تر * بگفتند ك : « و رفت بر ماه بر 80 كه كار فلك « 2 » نيز سازد نكو * به ملك زمين آورد باز رو » صد و شصت و شش سال بود « 3 » آن زمان * كزين در سر آمد بر او بر زمان مر آن دخت را آن جهانجو سپاه * ببردند پيش خليفه ز راه به هارون « 4 » ببخشيد آن پادشا * مر آن ماهرو سريه شد مرو را

خلع عيسى از ولىعهدى و نصب هادى و هارون « 5 »

زبيده كه بُد جفت هارون مگر * يكى روز كرد از هوايش گذر 85 از او جست هارون از آن خشم « 6 » كام * پسر زاد از آن دخت مأمون به نام خليفه همى خواست پوران او * ولىعهد باشندش و گاه‌جو چو عيسى ولىعهدِ آن كار بود * نشايست از آن شرط دورى نمود ز كوفه ورا كرد معزول ازين * پژوهيد احوالش از روى كين در آن كشور اندر زمان مهى * نبُد كرده از هيچ رو بىرهى 90 بر او چون از آنش گرفتى نبود * در اين كار با او به خواهش فزود
هامش
( 1 ) ( ب 75 ) ( دوم ) . سب : پذيرفت از اين سخن . ( 2 ) ( ب 80 ) . سب : كه كار ملك . ( 3 ) ( ب 81 ) . سب : شش بود سال . ( 4 ) ( ب 83 ) . سب : بهرونش . ( 5 ) ( سب ) : عنوان ندارد . ( 6 ) ( ب 85 ) . در اصل : حشم .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 65 | حمد الله مستوفى قزوينى / منصوره شريف زاده