تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
در او هرچه ديدند بردند پاك * تنى چند كردند از ايشان هلاك از آنجا بر آهنگ بصره در آب * شدن خواستندى همى در شتاب خليفه خبر يافت از كارشان * فرستاد لشكر به پيكارشان 740 هم از راه دريا ز بصره سپاه * برفتند و ز ايشان شدند رزمخواه بكشتند بىمر از آن هندوان * به جدّه از آن جوى خون شد روان هر آن چيز بودند برده ز مال * از ايشان گرفتند بعد از قتال به پيروزى آن‌گه بر پيشوا * از آن‌جا سپاه آمدند باز جا

فتنهء ارباب قلاع روم و ارمن و مطاوعتشان « 1 »

پس آن‌گاه در روم و ارمن سران * ز حكم خليفه گرفته كران « 2 » 745 به هر حصن و قلعه پناه آوريد * به فرمان در آن جايگه سر كشيد برافتاد نام خليفه ز روم * بدانديش گشتندش آن مرزوبوم خليفه دژم گشت از اين داستان * روان شد به پيكار ناراستان بشد با سپاهى گران جنگجو * به بيت المقدّس درآورد رو وز آنجا به هر قلعه و هر گروه * سپاهى فرستاد بر دشت و كوه 750 به صلح و به جنگ و به دعوتگرى * درآورد يكسر به فرمانبرى در اين كار يك سال رفتش به سر * كه فرمانبرش گشت آن بوم و بر مخالف نماندش كسى اندرو * در او راست شد كار دولت ازو از آنجا به بغداد آورد رو * شده دشمن و دوست بر كام او

فتنهء عبد اللّه اشتر علوى و آرام آن

پس آن‌گاه والى به سند اندرون * سرآورد از حكم مهتر « 3 » برون 755 به عبد اللّه اشتر نامور * كه بودش ز پشت محمّد گهر
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : مطاعتشان ؛ سب : استر علوى . ( 2 ) ( ب 744 ) ( دوم ) . سب : كرفتند كران . ( 3 ) ( ب 755 ) ( دوم ) . در اصل و سب : ز حكم محمّد .