تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
كه خوانى ورا نهر عيسى كنون * بر آن ديه‌ها ساخت از حد برون 685 بدان نام او تا ابد زنده ماند * خنك آن‌كه از دانش اين نامه خواند

ساختن منصور خليفه بارو بصره و كوفه

از آن پس خليفه چنان كرد را * كه بارو كشد كوفه و بصره را ندادى دلش دادن از خويش زر * فگندن « 1 » همى خواست بر خلق بر به دستور از اين داستان باز گفت * به دو گفت دستورش اندر نهفت كه : « كردند در اين كار مردم شمار * نگردد به حق راستى آشكار 690 به كژى دو رويه شود اين ستم * نباشد روا ، زد ز بيداد دم خليفه منادى در اين كار كرد * كه : « خواهم عطا عام و بسيار كرد درآريد نام همه در قلم * كه بخشم بر ايشان به قسمت درم » نكردند پنهان كسى نام خود * نوشتندشان سربه‌سر نيك و بد به حكم خليفه گشودند گنج * به هريك درم داد از آن گنج پنج 695 چو معلوم گشتش شمار آن زمان * يكى داده ده جست از آن مردمان از آن هشت در كار بارو نهاد * دو بردند سوى خزانه چو باد بدان مال قصرى به بغداد كرد * وز اين بر بدى خلق از او ياد كرد ورا هجو كردند بىمر ازين * مبادا بزرگان شوند خرده‌بين

وفات امام ابو حنيفهء كوفى ، رحمه اللّه « 2 »

چو پنجاه و يك ساليان عرب * ز حد گشت افزون « 3 » به ماه رجب 700 امام گزين بو حنيفه نماند * به كار جهان آستين برفشاند همان شب كه شد جان پاكش به باد * امام گزين شافعى نيز زاد
هامش
( 1 ) ( ب 687 ) ( دوم ) . سب : فكندى . ( 2 ) ( عنوان ) در اصل : رحمة اللّه ؛ سب : عنوان ندارد . ( 3 ) ( ب 699 ) ( دوم ) . در اصل : افرون .