تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
سوى باد غيس « 1 » و دگر مرز و بوم * سپه راند و كردش چو يك مهره موم « 2 » مر آن ملكها از خليفه بريد * ز حكم خليفه در او سركشيد 720 برو گرد شد مرد سيصد هزار * شهى شد در آن مملكت نامدار به اسلاميان ز او بديها رسيد * خليفه چو احوال او را شنيد به مهدى بفرمود تا با سپاه * به پيكار او شد روانه به راه حميد ابن قحطبّه سر لشكرش * شتابان برفتند از كشورش چو اندر نشابور « 3 » رفت آن سپاه * بيستاد مهدى در آن جايگاه 725 به ملك هرى شد حميد و سپاه * ز حصن هرى جست دشمن پناه « 4 » سپه را به زودى به گردش حميد * درآورد و حلقه به هم دركشيد بسى جنگها رفتشان در ميان * وز آن بود بر هر دو رويه زيان دو سال اندر اين رفتشان در ميان * وز آن بود بر هردو رويه زيان دو سال اندر اين رفتشان روزگار * تبه گشت خلق اندر آن بىشمار سرانجام بدخواه شد سست و خوار * تبه گشت در مركز كارزار 730 سرش را به پيش خليفه به راه * به زودى فرستاد امير سپاه اسيران و خمس غنيمت همان * به مهدى فرستاد از او آن زمان نوازش ز پور و پدر ديد ازين * برآمد سرش ز اين به چرخ برين « 5 » شد او پيشواى اميرانشان * وز او زيرتر جمله « 6 » گردنكشان

فتنهء هندوان به شهر جدّه و قتلشان « 7 »

گروهى ز هندوستان آن زمان * ز دريا به جدّه كشيدند دمان 735 كه انبار تجّار « 8 » هر بوم و بر * بر آن راه بودى بدان شهر در بدى بندر آن شهر آن روزگار * در او مال و نعمت فزون از شمار
هامش
( 1 ) ( ب 718 ) . در اصل : بادعيس . ( 2 ) ( عنوان ) : استاد سيس : شورشگر و سردار ايرانى مجوسى ، و مدعى پيغمبرى ، كه در اواخر عهد منصور خليفهء عباسى در سيستان و هرات و بادغيس خروج كرد . ( با تلخيص از مصاحب ) ( 3 ) ( ب 724 ) . در اصل : نسابور . ( 4 ) ( ب 725 ) ( دوم ) . در اصل : نباه . ( 5 ) ( ب 732 ) ( دوم ) . در اصل : به خرج برين . ( 6 ) ( ب 733 ) ( دوم ) . در اصل : وزو برتر جمله . ( 7 ) ( عنوان ) : سب ناخواناست . ( 8 ) ( ب 735 ) . در اصل : كى انبار بحاز .