تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
به بغداد در خَيزُرانى « 1 » به خاك * سپردند آن پيكر و شخص پاك ابو سعد مستوفى كامياب * كه بودى شرف ملك او را خطاب كه سلطان ملكشاه را كاردار * در ايران بدى اندر آن روزگار 705 مزار ورا قبه و خانقاه * برآورد و برجاست « 2 » آن جايگاه

فتنهء قوم ديار بكر و آذربيجان و آرام آن

پس آن‌گاه در آذرآبادگان * به ملك ديار بكر در همچنان گروهى ز فرمان كشيدند سر * وز اين خاست فتنه در آن بوم و بر برافتاد نام خليفه ازو * درآمد ز اسلاميان خون به جو چو آمد به پيش خليفه خبر * بفرمود تا خالد نامور 710 به ملك ديار بكر شد با سپاه « 3 » * در او گشت از آن دشمنان رزمخواه گزين پور او رفت يحيى همان * سوى آذرآبادگان آن زمان در آن هر دو كشور ز باب و پسر * همى دشمنان را بد آمد به سر بسى را به تدبير كردند رام * كشيدند از هم بسى انتقام مخالف نماندند « 4 » آن جايگاه * به درگه سپردند آن‌گاه راه

فتنهء استاد سيس سيستانى و قتلش « 5 »

715 يكى مرد در سيستان آن زمان * كه خواندند استاد سيسش مهان خلاف خليفه پديد آوريد * به دو مردم سيستان بگرويد از آنجا روان شد به ملك هراه « 6 » * به مردى درآورد اندر پناه
هامش
( 1 ) ( ب 702 ) . در اصل و سب : حيررايى . خيزرانى : مكانى است به نزديكى رصافه بغداد . ( دهخدا به نقل از معجم البلدان ) . ( 2 ) ( ب 705 ) ( دوم ) . در اصل و سب : برخاست . ( 3 ) ( ب 710 ) . در اصل : به ملك ديار بكر با سپاه . ( 4 ) ( ب 714 ) . نماندند - نگذاشتند . ( 5 ) ( عنوان ) . در اصل : فتنهء استاد سيش سيستانى و قتلس ؛ در سب : فتنهء استاد سيستانى و قلعش . در باب استاد سپس رجوع شود به « استاسيس » در لغت‌نامهء دهخدا . ( 6 ) ( ب 717 ) : هراه - هرات .