تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
هراسى از اين بر عجم برفتاد * سپه در هزيمت سر اندر نهاد سوى عين تمر از صفِ كارزار * برفتند و كردند بر خود حصار بشد خالد و كرد محصور شهر * عجم را از آن كار شد زهر بهر 1130 سه روز و سه شب از دو رو جنگجو * شدند و ظفر هيچ ننمود رو به تنگ آمدند مردمان در حصار * بر آن صلح كردند از او خواستار كه باشند خستو به حكمش سران * پذيرفت صلح آن سپهبد در آن چو بيرون شدند ، كرد مردان تباه * زن و بچّه بخشيدشان بر سپاه غنيمت ببرد آنچه بود آشكار * ببخشيد بر لشكرِ نامدار 1135 عويم اسلمى « 1 » را بر آن قوم مير * درو كرد خالد پس از داروگير از آن پس سوى دومه جندل سپاه * فرستاد خالد از آن جايگاه

غزو دومة الجندل و ظفر اسلام

عياض غنم اندر آن پيشرو * همه سرفرازان و مردان گو دو بودند ميران در آن جايگاه * به نزديك هريك فراوان سپاه يكى را از آن نام بودى اكيد « 2 » * دگر را لقب جودى آمد پديد 1140 از ايشان عياض و مسلمان سپاه * به فرمان خالد شدند رزمخواه نمىگشت روى ظفر آشكار * ز خالد مدد كرد از آن خواستار ز خود رفت خالد به ياريّشان * ازو چون خبر شد بدان سركشان اكيد و سپاهش بر آهنگ شام * كشيدن ازو خواستندى زمام گرفتند اسلاميانشان به راه * چنين گفت با خالد آن رزمخواه 1145 كه : « من خود به پيشِ تو مىآمدم * كز آن جنگ جستن پشيمان بُدم » نپذرفت خالد بكشتش بزار * وز آنجا بيامد به پيش حصار بپيوست جنگ و ظفر يافت زود * اسيران شدند جودى و هركه بود بكُشتند مردانشان را بزار * زن و بچّه‌شان بخش كردند خوار غنيمت ببردند هرچيز يافت * وز آن جايگه سوى حيره شتافت ( 219 )
هامش
( 1 ) ( ب 1135 ) . منظور « عويم بن كاهل اسلمى » است . ( 2 ) ( ب 1139 ) . منظور « اكيدر بن عبد الملك الكندى » . و « جودى بن ربيعة » است .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 58 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى