كه با ويژگان بگذرد شيرزاد * بجز اسپ و جامه نخواهد ز داد
دگر هرچه باشد به اسلاميان * گذارد ، گريزد ز بيم زيان
1110 بر اينگونه كردند و ز آن مردمان * فراوان اسيران شدند آن زمان
غنيمت در آن جنگ بُد بيش از آن * كه كردن قياس و شمردن توان
چو پرداختند مؤمنان ز آن ستيز * گرفتند از اين شهر انباز نيز
ز برقان « 1 » بر آن جايگه گشت مير * شدندش همه شهر فرمانپذير
غزو عين التّمر و ظفر مُسُلمانان
سوى عين تمر آن زمان جنگجو * جهانگير خالد درآورد رو
1115 بر آهنگ مهران « 2 » و قومِ عجم * كه بودند آنجا ز بيش و ز كم
بنى عجل و بكر و ربيعه ز راه * گريزان ز انبار « 3 » از آوردگاه
به نزديك مهران نهادند رو * چنين گفت هريك از ايشان به دو :
« ز قوم عرب هم عرب رزمخواه * توانند گشتن نه ديگر سپاه
اگر جنگِ ايشان به ما شيرزاد * رها كردى اين بَد نديدى ز داد
1120 تو بارى كنون جنگ با ما گذار * كه مردىّ مردان شود آشكار »
پسنديد مهران و بهر يزك * فروداشت آن قوم را يكبهيك
عقّبه « 4 » بدان مردمان بود مير * كه در جثه بودى به غايت حقير
چو برهم رسيد از دو رويه سپاه * از او گشت خالد به دل رزمخواه
ز خود كمترش يافت در جثّه مرد * ز زين در ربودش به كردار گرد
1125 به زير كَش « 5 » آورد پيشِ سپاه * در آن دشت در حال كردش تباه
فتادند در هم دو لشكر از اين * ز هم جنگ جستند در دشت كين
هامش
( 1 ) ( ب 1113 ) . : زبرقان بن بدر التميمى .
( 2 ) ( ب 1115 ) . : مهران پسر بهرام چوبين .
( 3 ) ( ب 1116 ) . در طبرى 4 / 1513 ، نمر و تغلب و اياد ، آمده است .
( 4 ) ( ب 1122 ) . در طبرى 4 / 1513 و كامل 2 / 121 و العبر ج 1 / 495 « عقه » آمده ، منظور « عقة بن ابى عقه » است و در پانويس العبر ، « عقبه » آمده است .
( 5 ) ( ب 1125 ) . كش - بغل ، حفرهء شانه .