به فرمان خالد ، مثنّى سپاه * سوى حيره « 1 » آورد پيكارخواه
ز اسلام و حيره ز كار نبرد * نخستين بدان شهر پيغامِ كرد ( 217 )
ازو كس نپذرفت و شد رزمخواه * برآمد به بالاى بارو سپاه
به سنگ فلاخن « 2 » همى جنگ كرد * مسُلمان از آن خيره شد در نبرد
1050 برفتند و دروازهها بستدند * ز مردى به حيره سپه در شدند
نهادند تيغ اندر آن كافران * بسى كرد رهبان شفاعت در آن
كه يابند امان تا سه روز آن سران * كه عهدى ز خالد ستانند در آن
مثنى امان داد و ز آن مردمان * برون رفت عبد المسيح « 3 » آن زمان
عبيد ابن اكليل « 4 » و عدّى همان * اياس قبيصه « 5 » سرِ همگنان
1055 ز خالد نمودند خواهش در آن * گرفتند جزيه به خود بر سران
بر آن صلح كردند هشتصد هزار * به جزيه درم « 6 » آورند ز آن ديار
به هديه بسى چيز از بهر او * پذيرفت تا شد ز كين صلحجو
شويل « 7 » عرابى ز اسلاميان * كه مردى كهن پير بود آن زمان
به خالد چنين گفت : « چون مصطفى * خبر دادى از فتح حيره به ما
1060 كرامه گزين دخت عبد المسيح * كه نبود چنان خوبرويى مليح
به من داد در بَندگى مصطفى * كنونت به من داد بايد ورا »
گوا خواست خالد ازو اندر اين * بدادند جمعى گواهى بر اين
بدين شرط خالد از ايشان سخن * پذيرفت از صُلح بر انجمن
كرامه چو آمد بَرِ پيرِمرد * ز حيله به پيشش چنين ياد كرد :
1065 « ندارم در اين شكّ نديدى مرا * صفت در جوانى شنيدى مرا
هامش
( 1 ) ( ب 1046 ) . در اصل : سوى خيره ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) ( ب 1049 ) . در اصل : بسنك فلاخى . مصراع دوم ، در اصل : حيره نشذ .
( 3 ) ( ب 1053 ) . : عمرو بن عبد المسيح بن عمرو ( قيس ) بن حيان ( ابن بقيلة ) .
( 4 ) ( ب 1054 ) . در طبرى 4 / 1501 ، اين نام حيرى ( جبرى ) ابن أكال و كامل 2 / 110 ، « ابن أكال » آمده است .
( 5 ) ( ب 1054 ) . در اصل : ايار قبيصه ؟ ؟ ؟ . منظور « اياس بن قبيصه طايى » ، العبر ، « اياس بن قبيصيه » آورده است .
( 6 ) ( ب 1056 ) . در طبرى 4 / 1501 ، آمده كه يكصد و نود هزار درم جزيه دهند .
( 7 ) ( ب 1058 ) . شويل در پانويس ، العبر ، شريك آمده است .