تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
فرورفت چندان در آن آب خون * كه آبى چنان گشت از آن لعلگون 1030 وز اين كار سوگند او راست شد * ز دولت بدان‌سان كه او خواست شد پس آنگاه خمس غنيمت به راه * به بو بكر بردند از آوردگاه

مخالفت اهل شهر حيره و مطاوعتشان « 1 »

پس آگاهى آمد به خالد چنين * كه : « قوم عجم جست خواهند كين هرآن كو ز خيلت گريزان شدند * همه در مغيشا « 2 » به گرد آمدند برآنند جويند از اسلام كين * ببين تا چه تدبير سازى در اين » 1035 به پيكارشان برد خالد سپاه * از آن مردمان كرد بىمرّ تباه مغيشا در آن جنگ و كين پست گشت * وز اين مردمِ حيره « 4 » عهدش شكست « 3 » كه بُد بيشتر ملكشان ز آن ديار * بر اين كار عهدش گرفتند خوار سپه گرد كردند و آزادبه * پسر را بر آن مردمان كرد مِه برفتند بر جنگ خالد به راه * وز ايشان شد آن شيردل رزمخواه 1040 بر ايشان چنان تاختن كرد مرد * كه يك تن نَرَستند ازو « 5 » در نبرد مهان كُشته گشتند يكبارگى * كِهانشان گريزان ز بيچارگى بر آن بود آزادبه « 6 » با سپاه * به كين پسر زو شود رزمخواه ز درگه خبر آمدش ناگهان * كه بر پادشاشان سرآمد جهان « 7 » ز آزرمى آزرم گيتى بُريد * امير سپاهش ازو كين كشيد 1045 به درگه شد و مردمان حصار * درِ شهر كردند از اين استوار
هامش
- كس يا بيشتر بودند ، آرد كردند . ( طبرى 4 / 1494 ) ( 1 ) عنوان . در اصل : و مطاوعيشان . ( 2 ) ( ب 1033 ) . در اصل : در معيشا ، طبرى و العبر و تاريخ گزيده ، امغيشيا ، و در پانويس العبر ، امعيشنا ، آمده است . ( 3 ) ( ب 1036 ) . به توضيح بيت 1033 ، توجّه شود . ( 4 ) ( ب 1036 ) . مصراع دوم ، در اصل : مردم خيره . ( 5 ) ( ب 1040 ) . در اصل : برستند ازو . ( 6 ) ( ب 1042 ) . « خالد پسر آزادبه را در دهانه فرات بادقلى بكشت » . ( 7 ) ( ب 1043 ) . در اصل : سرآمد جنان . « منظور ، اردشير » است .