تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
بگرديم با هم من و تو به كين * كه تا خود كه فيروز گردد در اين هرآن كو شود چيره « 1 » از هردو سو * نپيچند ديگر سپه رو ازو 930 اگر چند هرمزد بودى سترگ * به قوّت قوّى و به هيكل بزرگ به تن بود خالد نحيف و نزار * ولى دل قوى داشت از كردگار به پيكار او رفت چون فيلِ مست * ز كوشش به هم بَر نديدند دست به كُشتى گرفتن نمودند زور * برانگيخت خالد ز هُرمزد شور « 2 » برآورد و زد بر زمينش چنان * كه بشكست اندر تنش استخوان 935 سپاهش بجوشيد كو را مگر * رهاند از آن گُردِ پهلو شكر نماندند اسلاميانشان كه كس * بيابند بَر وى در آن دسترس ببرّيد خالد سر بدگمان * بيفگند در رزمگاه آن زمان عجم شد هزيمت از آن سخت‌كار * وز ايشان تبه گشت بيش از شمار ابلّه از اين « 3 » گشت فرمانپذير * بر آن شهر شد قوم اسلام چير 940 غنيمت از آن شهر بيش از قياس * ببردند آن قوم يزدان‌شناس در او بود زنجيرها بىشمار * كه بستند اسيران در او زار و خوار از اين‌روى آن غزوه « 4 » را در نبرد * به ذات السّلاسل عرب نام كرد به بو بكر از اين فتح خُمس آنچه بود * وليد عقبّه رسانيد زود

غزو مذار « 5 » و قتل قارن و سپاه عجم

ز پيش عجم ، قارن نامدار * سپه برد پس پنج باره هزار 945 به جايى كه خوانند نامش مذار « 6 » * رسيدند بدين لشكر نامدار ( 215 )
هامش
( 1 ) ( ب 929 ) . در اصل : شوذ خيره . ( 2 ) ( ب 933 ) . در اصل : خالد ز هرمرد سور . ( 3 ) ( ب 939 ) . در اصل : ابله ؟ ؟ ؟ ازين . ( 4 ) ( ب 942 ) . در اصل : آن عروه . ( 5 ) عنوان . در اصل : غزو مدار . جنگ مذار در ماه صفر سال دوازدهم هجرت بود و آن روز مردم گفتند « صفر الاصفار » است كه در آن همه جباران در محل تلاقى رودها كشته مىشوند . ( طبرى 4 / 1487 ) ( 6 ) ( ب 945 ) . در اصل : نامش مدار .