تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
درآرم به حكم تو ملك عراق * اگر عمر با من كند اتّفاق كه در خسروان و مهان عجم * نمانده‌ست دولت ز بيش و ز كم نوازيد ابو بكر او را بسى * نويدش در اين داد و كردش گُسى بدين كشور آمد مثنى ز راه * ز قوم عجم شد به دل رزمخواه 890 ولى بىسپه جنگجو آشكار * نشايستنش گشت پُر خوار خوار به تدبير و دانش دل مردمان * همى بر عجم سرد كرد آن زمان ابو بكر از آن پس به خالد پيام * فرستاد و زين كار ازو جست كام بفرمود تا با سپه جنگجو * به ملك عراق آورد زود رو سپاه آنچه بود اندر آن بوم‌وبر * به فرمانش بستند با او كمر 895 روان كرد خالد سپه بادْوار * برفتند گردان ده و هشت هزار سپه چون درآمد به ملك سواد * هم از گرد ره كرد پيكار ياد ز حيره دهى چند بر راه بود * به صلح آمدند پيش اسلام زود ( 214 ) چو بسما ، چو « 1 » بانقيا ، چون ماهيار * كه بودند ترسا در آن روزگار گرفتند بر خويشتن جزيه زود * كسى را به كين تاب مؤمن نبود 900 پس آنگاه خالد به حيره « 2 » پيام * فرستاد نزديكى خاص و عام كه : « يا درپذيريد پاكيزه دين * و يا جزيه بر خويش گيريد ازين و گرنه بسازيد ترتيب جنگ * كه تا نام گردد هويدا ز ننگ »

صلح خالد با اهل شهر حيره « 3 »

چو آمد سوى حيره پيغام او * به شهر اندر افتاد از اين گفت‌وگو به پاسخ از آن شهر عبد المسيح « 4 » * به نزديك او شد چو بودى فصيح
هامش
( 1 ) ( ب 898 ) . در اصل : سما و بلفا و جون . در طبرى 4 / 1479 آمده است : خالد در سواد عراق در چند دهكده به نام بانقيا و باروسما و اليس فرود آمد و مردم آنجا با وى به صلح آمدند . و در صفحهء 1504 ، بانقيا و بسما آمده است . به احتمال بسيار « ماهيار » اشتباه است . ( 2 ) ( ب 900 ) . در اصل : بخيره . ( 3 ) ( ب 903 ) . در اصل : سوى خيره . ( 4 ) ( ب 904 ) . عبد المسيح بن عمرو بن بقيله .