تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
850 هرآن كس كه بودند دانش‌پژوه * پذيرفت اسلام ازو ز آن گروه جوانان و جهّال برگشته سر * ازو خواستند گشت پرخاشخر بدادندشان مردمِ پير پند * بگفتند چندى سخن سودمند ز پيكارشان سر چو برگاشتند * به فرمانبرى گردن افراشتند برفتند و ديندار گشتند باز * وز اين‌رو نشد هيچ‌كس رزمساز 855 سپردند يكسر زكات آنچه بود * وز اين چشمِ فتنه بكلّى غنود سپه برد مروان سبك با زِ جا * برآسود مؤمن ز كار غزا « 1 »

اسلام مرتدّان طايف و بنى سليم

سپاه ده و يك به طايف ز راه * ببُرد معن بن حاجزِ « 2 » رزمخواه گروه سليمى از آن جنگجو * به پيكار كردن بپيچيد رو به پيغام جستند از وى امان * كه پيشش فرستد زكات آن زمان 860 امان داد و بستد زكات آنچه بود * وز آن جايگه باز گرديد زود مسلمان شدند مرتدان يك‌به‌يك * برآمد از اين كار دين بر فلك كس از مرتدان اندر آن بوم‌وبر * نماندند پيدا به خشك و به تر روا گشت بازارِ دين زين سبب * پذيرفت دين هركه بود از عرب بر اسلاميان گشت آن مُلك راست * روانِ مخالف از ايشان بكاست 865 ز بحرين زمين تا به اقليم شام * در اسلام آمد ز كوشش تمام ز نجد اين‌چنين تا ديار يمن * در اسلام گفتندى از وى سخن ز سعى ابو بكر بود آن‌كه دين * پس از مصطفى شد روان اين‌چنين و گرنه تبه بود احوال دين * چو در پرده رفت آن رسول گزين
هامش
( 1 ) ( ب 856 ) . در اصل : ز كار عزا . ( 2 ) ( ب 857 ) . در اصل : معن بن حاضره : در طبرى 4 / 1376 و العبر 1 / 479 آمده كه ، طريفة بن حاجز را به جنگ بنى سليم فرستاد .