تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
ز تن دست و پايش جدا كرد نيز * تبه كرد زارش « 1 » ز روى ستيز ابو بكر فرمود منعش از اين * كه از كس نبايد چنين جُست كين 835 دگر [ دختر ] جابر « 2 » نيك‌نام * كه مىخواستش پيشواى انام رها كرده او را پيمبر از آن * كه گفتش پدر كو بشد ناتوان در آن حصن در دست مؤمن فتاد * ز كارش به بو بكر كردند ياد ابو بكر گفتا : « چو با مصطفى * بُد او نامزد ، قدر باشد ورا به حرمت در او كرد بايد نگاه * نه همچون اسيران در آن جايگاه » 840 از اين‌رو ورا عكرمه كرد زن * وز اين سرفرازيد بر انجمن

رزم مُسُلمانان با مرتدّان « 3 » شام

سپاه نهم خالد ابن سعيد * سوى كشور شام از آنجا كشيد ز اعراب صحرانشينان شام * به مردى كشيدى همى انتقام بسى گشت مرتد ز تيغش تباه * بسى شد هزيمت ز آوردگاه بسى شد مسُلمان ز بيم حيوة * فرستاد نزديك خالد زكات 845 در آن ملك از آن مرتدان كس نماند * سپه را از آن ملك خالد براند زكات و غنيمت فزون از قياس * بياورد آن مرد نيكىشناس نوازش نمودش ابو بكر از اين * قوى شد در آن بوم‌وبر حال دين

رزم مُسُلمانان با مرتدّان بنى قضاعه

سپاه دهم برد مروان به راه « 4 » * ز قوم قضاعه شده رزمخواه نخستين بدان قوم پيغام كرد * به فرمان به اسلامشان خواند مرد ( 213 )
هامش
( 1 ) ( ب 833 ) . در اصل : كرد رازش . ( 2 ) ( ب 835 ) . در اصل : دكر جابر . ( 3 ) عنوان . در اصل : با مريدان . ( 4 ) ( ب 848 ) . مصراع نخست . در طبرى 4 / 1375 و العبر 1 / 479 آمده است ، عمرو بن عاص را به جنگ جماعت قضاعه فرستاد . مصراع دوم ، در اصل : ز قوم قصاعه .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 43 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى