مهاجر فرستاد با عكرمه « 1 » * بيامد به نزديك او با رمه
ز قيس و ز عمرو ابن معدى كرب * برفتند و جستند شور و شغب
پس از جنگ گشتند هردو اسير * بسى مرتدان همچنين خيره خير
795 مهاجر به پيش ابو بكر خوار * فرستادشان زود از آن كارزار
سرآورد ابو بكر بر قيس روز * شد از بهر آزادبه « 2 » كينهتوز
بپرسيد از عمرو معدى كرب : * « چرا خيره كوشيدى اندر شغب
از آن پس كه كردت مُسُلمان رسول * چرا گردى آخر به گِرد فضول ؟ »
به دو گفت : « زيرا كه او ارج من * چنان خوار كرد اندر آن انجمن
800 كه آن را كه در چاكرّيم سزا * نبُد ، داد ميرى به من بر روا »
ابو بكر گفتش : « اميريت من * دهم بازِ پس هم بر آن انجمن » ( 212 )
چنين پاسخش داد : « من نيز ازين * مسلمان شوم ، بازآيم به دين »
ابو بكر دادش اميرىّ و او * مسلمان شد و بود در دين نكو
بسى فتحها كرد در راه دين * به خورشيد نامش برآمد ازين
805 مهاجر از اين جنگ با عكرمه * چو فارغ شدند و تنآسان رمه
به حكم ابو بكر از آن جايگاه * سپردند سوى حضرموت راه
حرب مُسُلمانان با مرتدان حضرموت « 3 »
به جنگ بنى كنده و ديگران * كه بود اشعث قيس « 4 » بر مهتران
چو آگه شدند آن سپه زين سپاه * سوى حىّ خود رفت هريك ز راه
مسلمان بر آن حيّها تاختن * همى برد و كردى تباه انجمن
810 به تنگ آمدند مرتدان ز آن گزند * برفتند در حصن حصنى بلند
سپاه مُسُلمان به گرد حصار * درآمد بر آن قوم شد سخت كار
چو اشعث بُدى دوست با عكرمه * امان خواست از وى به سوى رمه
هامش
( 1 ) ( ب 792 ) . : عكرمة بن ابى جهل .
( 2 ) ( ب 796 ) . در طبرى و العبر به جاى « آزادبه » ، « دادويه » آمده است .
( 3 ) عنوان . در اصل : مريدان حضرموت .
( 4 ) ( ب 807 ) . در اصل : اشعث قيس : اشعث بن قيس الكندى .