فرستاد عتاب لشكر بَرش * برادرش خالد مه لشكرش
775 از آن مرتدان مؤمنان جنگجو * شدند و درآوردشان خون به جو
ز مرتد چو گشتند بىمرّ تباه * گريزان شدند ديگران سوى راه
به طايف نهادند از آن مرز سر * شدند بازگرد اندر آن بوموبر
حميضّه « 1 » كه نعمان بُد او را پدر * امارت پذيرفت بر قوم بر
به والى طايف ابو بكر مرد * فرستاد تا با عدو جنگ كرد
780 تبه كرد از آن مرتدان بىكران * فتادند سوى يمن ديگران
رزم مسلمانان با قيس و عمرو معدى كرب « 2 » با مرتدّان
مهاجر « 3 » روان كرد هشتم سپاه * به مُلك يمن شد به دل رزمخواه
در آن ملك بد فتنه گشته پديد * همى هريكى از دگر كين كشيد
كه چون گشت فيروز ديلم امير * به دو قيس « 4 » شد بدگمان خيره خير
ازو و ز آزادبه « 5 » در نهان * شدن خواستى جنگجو در جهان
785 بر اين جست ياور ز قوم عرب * بَرش رفت عمرو ابن معدى كرب
نيارست مرتد شدن آشكار * نهانى همى خواستند ساخت كار
ز حيله يكى جشن كرده پديد * در آن جشن [ ز ] آزادبه « 6 » « 7 » كين كشيد
بر آن بود كز جانِ فيروز نيز * كِشند كين در آن جشنگاه از ستيز
خبر يافت فيروز بر راه بر * كه بايد در آن دست شستن ز سر
790 ز ره بازگشت و به جايش برفت * به تدبير بدخواه يازيد تفت
به پيش مهاجر روان شد چو باد * بر او كرد احوال آن ملك ياد
هامش
( 1 ) ( ب 778 ) . در اصل : حميصه : حميضة بن نعمان البارقى .
( 2 ) عنوان . در اصل : عمر معدى كرب . : عمرو بن معدى كرب الزبيدى ، أبوثور .
( 3 ) ( ب 781 ) . : مهاجر بن أبى اميه بن المغيرة .
( 4 ) ( ب 783 ) . : قيس بن عبد يغوث بن مكشوح - قيس بن المكشوح .
( 5 ) ( ب 784 ) . در طبرى 4 / 1459 و العبر 1 / 476 ، دادويه آمده است .
( 6 ) ( ب 787 ) . در طبرى و العبر دادويه آمده است .
( 7 ) ( ب 787 ) . در اصل [ ز ] را ندارد .