تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
755 يكى قوم را مير شخريت « 1 » بود * دگر مصبح و هردو جنگ آزمود ز كردارشان عكرمه گشت شاد * به نزديك آن قوم پيغام داد به اسلامشان خواند و اندر نبرد * در آن كشور از خويشتن بيم كرد نپذرفت كس گفتِ آن نامدار * ز شخريت « 2 » جست اندر آن كارزار به مردىشان زود درهم شكست * به جنگش شدند آن سپه پاك پست 760 به پيكار مصبح درآورد روى * درآورد از آن قوم هم خون به جوى ز هردو سپه اندكى يافت دين * دگر كُشته و منهزم شد ز كين غنيمت فراوان از ايشان بماند * مسلمان همه برگرفت و براند به پيش ابو بكر خمس و خبر * فرستاد از آوردگه دربه‌در ابو بكر ازو گشت خوشدل از اين * به ميرى به دو داد از اين آن زمين

حرب مسلمانان با مرتدّان تهامه « 3 » بنى اشعر به طايف

765 سويد ابن مقرن « 4 » به هفتم سپاه * به سوى تهامه برون شد به راه تبه كرد چندى ز مرتد سران * گريزان شدند از بَرش ديگران به قوم بنى اشعرى پوى پو * گريزندگان مىنهادند رو ز هرجا كه مرتد گريزان شدى * در آن وقت نزديك ايشان شدى بسى گِرد شد مرتد آن جايگاه * ز اسلام گشتند پيكارخواه 770 بر آن قوم شد جندب سلمى « 5 » مير * شدن خواستندى بر اسلام چير سويد ابن مقرن به خود در توان * نمىديد در كوششِ آن گوان ز بو بكر ياور طلب كرد مرد * نبُد پيش بو بكر مرد نبرد به مكّه به عتّاب ابن الاسيد * فرستاد تا كرد ياور پديد
هامش
( 1 ) ( ب 755 ) . در اصل : ميرسخرت ؟ ؟ ؟ : مصبح المحاربى . ( 2 ) ( ب 758 ) . در اصل : ميرسخرت ؟ ؟ ؟ . ( 3 ) عنوان . در اصل : مرتدان بهامه . ابو جعفر گويد : نخستين قبيلهء تهامه كه پس از پيمبر از دين بگشت ، عك و اشعريان بودند . ( طبرى 4 / 1455 ) ( 4 ) ( ب 765 ) . در طبرى 4 / 1454 ، آمده است ، خالد بن أسيد را سوى تهامه فرستاد . ( 5 ) ( ب 770 ) . در اصل : جندب سهل .