755 يكى قوم را مير شخريت « 1 » بود * دگر مصبح و هردو جنگ آزمود
ز كردارشان عكرمه گشت شاد * به نزديك آن قوم پيغام داد
به اسلامشان خواند و اندر نبرد * در آن كشور از خويشتن بيم كرد
نپذرفت كس گفتِ آن نامدار * ز شخريت « 2 » جست اندر آن كارزار
به مردىشان زود درهم شكست * به جنگش شدند آن سپه پاك پست
760 به پيكار مصبح درآورد روى * درآورد از آن قوم هم خون به جوى
ز هردو سپه اندكى يافت دين * دگر كُشته و منهزم شد ز كين
غنيمت فراوان از ايشان بماند * مسلمان همه برگرفت و براند
به پيش ابو بكر خمس و خبر * فرستاد از آوردگه دربهدر
ابو بكر ازو گشت خوشدل از اين * به ميرى به دو داد از اين آن زمين
حرب مسلمانان با مرتدّان تهامه « 3 » بنى اشعر به طايف
765 سويد ابن مقرن « 4 » به هفتم سپاه * به سوى تهامه برون شد به راه
تبه كرد چندى ز مرتد سران * گريزان شدند از بَرش ديگران
به قوم بنى اشعرى پوى پو * گريزندگان مىنهادند رو
ز هرجا كه مرتد گريزان شدى * در آن وقت نزديك ايشان شدى
بسى گِرد شد مرتد آن جايگاه * ز اسلام گشتند پيكارخواه
770 بر آن قوم شد جندب سلمى « 5 » مير * شدن خواستندى بر اسلام چير
سويد ابن مقرن به خود در توان * نمىديد در كوششِ آن گوان
ز بو بكر ياور طلب كرد مرد * نبُد پيش بو بكر مرد نبرد
به مكّه به عتّاب ابن الاسيد * فرستاد تا كرد ياور پديد
هامش
( 1 ) ( ب 755 ) . در اصل : ميرسخرت ؟ ؟ ؟ : مصبح المحاربى .
( 2 ) ( ب 758 ) . در اصل : ميرسخرت ؟ ؟ ؟ .
( 3 ) عنوان . در اصل : مرتدان بهامه . ابو جعفر گويد : نخستين قبيلهء تهامه كه پس از پيمبر از دين بگشت ، عك و اشعريان بودند . ( طبرى 4 / 1455 )
( 4 ) ( ب 765 ) . در طبرى 4 / 1454 ، آمده است ، خالد بن أسيد را سوى تهامه فرستاد .
( 5 ) ( ب 770 ) . در اصل : جندب سهل .