به فريادشان مسلمه « 1 » سوى باغ * همى خواند و رفتند در وى ز راغ
530 چو شد بر دَر باغ خالد ز راه * در او رفته بود آن گريزان سپاه
دگرباره كردند جنگى گران * كه بستَد در باغ از آن كافران
بيستاد بر درگه باغ مرد * مسلمان در آنجا شد و جنگ كرد
در او از عدو هفتباره هزار * تبه گشت « 2 » از آن كوشش و كارزار
هميدون به بيرون از ايشان تباه * شده بود كافر در آوردگاه
535 چو از لشكر مسلمه بيشتر * تبه شد ز كوشش بپيچيد سر
بدانست كز دست رفتهست كار * سلاحش بپوشيد و گشت او سوار
كه خود را مگر افگند در حصار * بسازد درو چارهء كارزار
به بيرون چو از باغ آورد رو * ازو گشت انصارييى جنگجو
بَر او تيغ زد كار اگرچه نكرد * ولى ز آن بيفتاد از اسپ مرد
540 بدان جايگه وحشى استاده بود * به دو مرد انصارى « 3 » او را نمود
بدان حربه وحشى بكُشتش بزار * كز آن كشته بُد حمزهء « 4 » نامدار
و ليكن چو بيگاه بود ، اين سپاه * ندانست كو هست گشته تباه
به پيروزى اين لشكر رزمجو * به بنگاه خويش آوريدند رو
غمى بود خالد از آن كارزار * كه باشد عدو رفته اندر حصار
545 به شبگير شد با مجاعه « 5 » به راه * همى گشت بر كشتگان سپاه
ز مؤمن تباه اندر آن كارزار * فزون هشتصد بود بر يكهزار ( 207 )
بَرِ مسلمه چون مجاعه رسيد * لگد زد بر آن نابكارِ پليد
چنين گفت ك : « اى ابله خيره كار * برآوردى از ما و از خود دمار »
بدانست خالد كه او مسلمه است * كه آن جايگه پيشواى رمه است
550 به دل شاد گشت و ز فتح نبرد * فرستاد پيش ابو بكر مرد
هامش
( 1 ) ( ب 529 ) . مسيلمه صحيح است .
( 2 ) ( ب 4 - 533 ) . از مردم بنى حنيفه نيز در دشتِ عقربا هفت هزار كس كشته شد و در باغِ مرگ هفت هزار كس كشته شد . ( طبرى 4 / 1431 )
( 3 ) ( ب 540 ) . : ابو بصيره انصارى .
( 4 ) ( ب 541 ) . : حمزة بن عبد المطلب .
( 5 ) ( ب 545 ) . : مجاعة بن مرارة .