تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
505 چنان حمله كردند سخت آن گروه * كه اين قوم گشتند از ايشان ستوه ستادن نيارست در جنگ كس * شدند جمله از پيششان با زِ پس بيفتاد اسلاميان را لوا * سپه در هزيمت كشيدند پا ز زيد ابن خطاب اندر نبرد * نهاران « 1 » به مردى برآورد گرد به كين توختن « 2 » بر حديقه برش * درآمد بد آمد ازو بر سرش 510 تبه گشت او نيز در رزمگاه * برآورد دست آن جفاجو سپاه از آوردگه جملهء بدگمان * به نزديك خالد رسيد آن زمان از آن مردمان محكم ابن طفيل * بدان خيمه شد با بزرگان خيل كه بود اندر آنجا مجاعه به بند * برون خواستش بردن آن زورمند مجاعه به دو گفت ك : « اى زورمند * حرام است بر من رهايى ز بند 515 به ديده بدانديش خود را شكن * رها كن مرا جنگ‌جو ز انجمن » بشد محكم و لشكر مسلمه * ز خالد شدند جنگجويان همه نشست از بَر اسپ خالد ز تخت * درآمد به كين كرد پيكار سخت به سالم « 3 » سپرد آن لوا در نبرد * سپه را به كوشش به چند بهره كرد به هر بهره ز آن مهترى برگماشت * كه در جنگ نام‌آورى پيشه داشت 520 ز غيرت چنان اندرآمد به جنگ * كه از روى خورشيد ببُريد رنگ يكى خواست پرسيدن از وى سَخُن * به دو گفت با من حكايت مَكُن كه بر من حرام است گفتار كرد * بجز آن‌كه باشد ز بهر نبرد چو مهتر چنين بود در داروگير * نبُد كهتران را ز كوشش گزير همه باز با « 4 » رزمگاه آمدند * از آن دشمنان جنگجويان شدند 525 بشد عبد رحمن بو بكر زود * به نزديك محكم نبرد آزمود تبه گشت محكم ز پيكار او * به لشكر درافتاد از اين هاىوهوى كشيدند اسلاميان تيغ تيز * به دشمن نمودند از آن رستخيز هزيمت شد آن لشكر بدگمان * پس اندر سپاه مسلمان دمان
هامش
( 1 ) ( ب 508 ) . در اصل : بهاران . ؛ نهار الرجال بن عنفوه . ( 2 ) ( ب 509 ) . در اصل : نكين نوحنن ؟ ؟ ؟ و حديقه برش . ( 3 ) ( ب 518 ) . سالم ، غلام ابو حذيفه . ( 4 ) ( ب 524 ) . در اصل : بازپا ؟ ؟ ؟ .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 27 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى