به رحمن حديقه ورا كرده نام * پس از وى نهادند نامش عوام
به موت الحديقه چو آن جايگاه * تبه گشت آن قوم گم كرده راه
485 سراپرده زد اندرو مسلمه * برون جا گرفتند قومش همه
از ايشان اميرى مجاعه « 1 » به نام * كه در عقل و مردانگى بُد تمام
ز قوم بنى عامرى داشت كين * كه بودند با اين سپاه گزين
ز لشكر برون رفت با چند مرد * ز بدخواه خود جست جنگ و نبرد
تبه كرد بدخواه را آن دلير * گرفت آنكه زو برده بودند اسير
490 چو برگشت و مىرفت تا رزمگاه * بر او برفتادند خوار اين سپاه « 2 »
مجاعه پس از جنگ شد دستگير * ببردند نزديك خالد اسير
درآورد خالد مَر او را به بند * به ياران رسانيدش از كين گزند ( 206 )
سپردش بدان بانوى نامور « 3 » * كه بُد جفت مالك از آن پيشتر
چو خويشِ مجاعه بُد آن نيكزن * نكو داشت او را در آن انجمن
495 به شبگير خالد به جنگ عدو * درآورد زو گشت پيكارجو
به رسم شهانِ عجم در نبرد * برآمد به تخت و سپه جنگ كرد
دو رويه كشيدند صف آن سپاه * شدند از هم از هردو رو « 4 » رزمخواه
دِه و گيرودار و ببند و بيار * به گردون برآمد از آن كارزار
تن از سر ، دل از جان از آن سير شد * سرِ تخت نامآوران زير شد
500 همه رزمگه شد سر و دست و پا * فتاده ز مردانِ رزمآزما
بر اينگونه تا هيجده « 5 » بار جنگ * بكردند جنگاوران بىدرنگ
تبه گشت چندان ز هردو گروه * كه از قتلشان گشت جنگى ستوه
و ليكن همه بار اسلاميان * از آن قوم ديدند برتر زيان
چو در نوزده شد شمارِ نبرد * عدو سختتر « 6 » جنگ و پيكار كرد
هامش
( 1 ) ( ب 486 ) . : مجاعة بن مرارة .
( 2 ) ( ب 490 ) . در اصل : اين سياه .
( 3 ) ( ب 493 ) . : ام تميم بنت منهال .
( 4 ) ( ب 497 ) . در اصل : از هردو زو .
( 5 ) ( ب 501 ) . در اصل : هجده .
( 6 ) ( ب 504 ) . در اصل : سختبر .