به عمّان به پيش حذيفه « 1 » سپاه * درآور ز ملك يمامه به راه
و گرنه به پيش مهاجر « 2 » به راه * به ملك حضرموت شو با سپاه
به فرمانشان باش تا بعد ازين * نكوشى به بيهوده در كارِ كين »
حرب سپاه خالد با مسيلمة الكذّاب « 3 »
به خالد فرستاد از آن پس پيام * بِكش سوىِ « 4 » راه يمامه زمام
470 در آن كشور از مسلمه جنگجو * درآور به مردى ازو خون به جو
سپاهى گزين كرد جنگآزما * فرستاد از آنجا به يارى ورا
سپهدارشان نامبرده پسر * كه خواندى ورا عبد رحمن پدر
چو زيد ابن خطاب آن نامور * كه بودش برادر به گوهر عُمر
سيم بو حذيفه ز عتبه گهر * ببستند چون كوه در كين كمر
475 برفتند با خالد رزمخواه * به ملك يمامه شدند با سپاه
ده و دو هزار از گزيده سران * كه از جنگشان شير جويد كران
چو ره ماند تا « 5 » پيش دشمن دو ميل * بياورد لشكر بَرِش شرحبيل
بياراست خالد سپاه گزين * به قلب و جناح و يسار و يمين
به پيكار دشمن برآراست كار * بياورد لشكر به پيش حصار
480 وز آنرو سپه مسلمه همچنان * بياراست و آمد به بيرون دمان
شمار سپاهش دو رَه ده هزار * همه شيرمردان خنجرگُزار
سپه را بياورد بر سوى باغ * كه او ساخته بود بر روى راغ « 6 »
هامش
( 1 ) ( ب 466 ) . : حذيفة بن محصن الغلفانى .
( 2 ) ( ب 467 ) . : مهاجر بن أبى أمية بن المغيرة .
( 3 ) عنوان . در اصل : مسلمه الكذاب . در همهء ابيات نيز « مسلمه » به جاى « مسيلمه » آمده است .
( 4 ) ( ب 469 ) . بكس سوى .
( 5 ) ( ب 477 ) . در اصل : ماندنا ؟ ؟ ؟ .
( 6 ) ( ب 483 - 482 ) . دشمن را سوى باغ راندند ، كه به همين مناسبت جنگ باغ مرگ نام گرفت ( طبرى 4 / 1423 ) و در تاريخ گزيده 169 آمده ، بر در باغ مسيلمه كه آن را حديقة الرحمن خواندندى و بعد از او حديقة الموت خواندند ، حرب كردند .